شهر دامغان
 
 
معرفی شهر هفت هزار ساله دامغان
 

بسم الله الرحمن الرحیم

ایام چنان آهسته و بی صدا می گذرند که اگر حواست نباشد و از سر تامل درباره راهی که رفته ای، برای لحظه ای توقف نکنی، شاید هیچ وقت صدای گام هایش را که با تو و حتی سریع تر از تو در حال حرکت است نمی شنوی! چنان ساعت ها و روزها می گذرند که انگار گذشته برایت تاریخی می شود که قدمتش را بخوبی نمی دانی. وقتی به پشت سرت می نگری، مسیری را می بینی که هیچ وقت نمی توانی حتی با بهترین دوربین ها هم، ابتدایش را تصویر کنی و اولین سوالی که به ذهنت می رسد این است که چه موقع این سیر طولانی را طی کردم؟ من هم امروز در یکی از روزهای پاییزی آذر ماه سال 91 ایستادم و برای لحظاتی به یکی از لاین های عبوری زندگی ام نگاهی کردم. ده سال پیش در چنین روزهایی در جایی قرار داشتم که اولین سایت اینترنتی دامغان افتتاح و راه اندازی شد. مسیری که حالا ده سال از زمان قدم نهادن در آن می گذرد. جاده در ابتدا، خاکی و پر از دست انداز بود اما با همت و تلاش، راه را ساختیم هم از نظر کمی و هم کیفی در حد توان مساعی خویش را مصروف تحقق اندیشه ای مبتنی بر بلندنظری داشتیم. اکنون در این مطلب که پیش رو دارید می خواهیم نگاهی کنیم به روند راه اندازی پایگاه اطلاع رسانی دامغان (تاریخانه) به مناسبت دهمین سال تاسیس آن، شاید تجربه های ما، چراغی باشد برای روشنایی راه پویندگان دیگر. پیشنهاد تاسیس سایت تاریخانه از سوی دبیر وقت کانون برادرم آقای شهاب الدین بنائیان ارائه شده بود. طراحی و راه اندازی وب سایتی جهت معرفی شهرستان دامغان. این پیشنهاد برای امروز شاید آنچنان مبتکرانه و خلاقانه نباشد اما با گذری بر اوضاع و احوال سالهای ۸۱ و ۸۲ می توانیم جایگاه والای این تفکر پویا و ایده ارزشمند را به خوبی بشناسیم. سال ۸۲ تنها یک آی اس پی در دامغان فعالیتی محدود داشت. سرعت اینترنت بسیار کند و قیمت های گران آن باعث شده بود، استفاده کنندگان از شبکه جهانی درسطح دامغان بسیار اندک باشند. به طور کلی بسیاری از خانواده ها در آن زمان حتی یک کامپیوتر در منزل نداشتند، چه برسد که به اینترنت متصل باشند. حتی یادم هست برای تمهید مقدمات برگزاری مراسم افتتاح انجمن نجوم و تهیه یک نشریه علمی لازم شد تا چند عکس به روز تهیه کنیم. این کار امکان پذیر نبود مگر با کمک اینترنت، اما جالب اینجاست که برای اتصال به اینترنت بواسطه امکانات محدود شهرمان لاجرم به یک مغازه ای که خدمات اینترنتی می داد رفتیم و با پرداخت هزینه ی زیاد با خرید یک کارت که آن هم باید با شماره تهران متصل می شدیم کارمان را به اتمام رساندیم.

در آن سال ها تعداد افرادی که ایمیل داشتند هم بسیار کم بود. وبلاگ نویسی که اصلا حداقل در شهر ما هیچ رونقی نداشت. دیگر در مورد وب سایت و خدمات الکترونیکی که خودتان حدس بزنید!

در چنین شرایطی فکر طراحی یک سایت هم مبتکرانه بود و هم بسیار جسورانه. چون تعداد کاربران محدود بودند و دلیلی نداشت که ما روی این کار، زمانی اختصاص دهیم اما مخاطبی نداشته باشیم. بعضی مدیران کانون شاید همان موقع هم این نظر را داشتند اما دبیر کانون وسعت دیدی فراتر از سال ۸۲ داشت. سال ۱۳۸۱ مراحل طراحی اولیه سایت در سایه ی همکاری دوستانمان به اجراء درآمد و سال ۱۳۸۲ با حضور آقای دکتر سبحانی نماینده دانشمند مردم دامغان در مجلس شورای اسلامی افتتاح شد. کل صفحاتی که در ابتدا بر روی سایت قرار گرفت به عدد 20 نمی رسید. معرفی چند اثر تاریخی و چند خبر مختصر از دامغان و آشنایی با فعالیت های کانون همه مواردی بود که توانستیم تدوین کنیم و در اختیار کاربران قرار دهیم. اما هنوز راه ادامه داشت...

با افتتاح این سایت بخشی به عنوان توسعه ارتباطات در شورای مرکزی کانون تشکیل شد که یکی از مهمترین فعالیت هایش ارتقاء فنی و کیفی سایت تاریخانه بود. ساعت ها بر روی طراحی جدید سایت زمان گذاشته شد. مطالب به طور دقیق انتخاب می شد و برای اولین بار تایپ شده و بر روی سایت قرار می گرفت. ساعت ها درباره اینکه چه بخشی به سایت اضافه شود بحث و تبادل نظر می شد. حالا کامپیوتر پنتیوم 2 که آن هم عاریه ای و مالکش دبیر کانون است، شده بود یکی از وسایل مهم این سازمان مردم نهاد، تا آنجا که می شد از آن کار می کشیدیم و آن هم تا آنجا که می توانست با حوصله به درخواست های ما جواب می داد! چه کنیم؟ چاره ای نبود همین هم برای ما نعمتی بود که می توانستیم وب سایت را به روز نگه داریم. با گذشت چند سال، استفاده از رایانه های شخصی در منازل مسئولان پایگاه اطلاع رسانی تاریخانه، قدری کار را با سرعت بیشتری به پیش برد.

بعد از مدت کوتاهی به دلیل گرافیک سنگین صفحه اول، طراحی سایت تغییر کرد. بخش هایی به سایت اضافه شده بود، حالا کلی مطلب داشتیم که از روی کتاب ها، نشریات و روزنامه ها با صرف وقت زیاد، تهیه و تایپ می شد و تا آنجا که می توانستیم خودمان تولید مطلب می کردیم و با تحقیق و پژوهش مطالب زیادی را درباره دامغان جمع آوری کردیم و در اختیار بازدیدکنندگان قرار می دادیم.

اگر در سال 82 کلمه "دامغان"، "تاریخانه"، "تپه حصار"، "چشمه علی" و بسیاری دیگر از نقاط شهرستان را جستجو می کردید، شاید در خیلی از موارد با هیچ نتیجه مناسبی برخورد نمی شد و اگر هم مطالبی بود بسیار کوتاه و گاهاً اشتباه منعکس شده بود. به عنوان مثال در بیشتر موارد بر روی عکس مسجد جامع سمنان درج شده بود مسجد جامع دامغان، در آن زمان حتی یک قطعه عکس هم از مسجد جامع دامغان بر روی اینترنت قرار نداشت تا بتواند این اشتباه را که در چندین سایت مطرح آن زمان رخ داده اصلاح نماید. سایت تاریخانه با رصد کردن تمامی این مسائل توانست مطابق با اهداف اولیه خود در معرفی شهرستان تاریخی دامغان گام موثری بردارد. از دیگر ویژگی های سایت تاریخانه می توان به پویا بودن آن اشاره کرد. اضافه شدن بخش انگلیسی سایت باعث شد بتوانیم دامغان را به طور وسیعتری به کاربران خارج از ایران بشناسانیم. جالب اینجا بود که ترجمه مطالب هم توسط اعضای کانون انجام شد. بازخورد های این بخش از سایت را در صحبت های گردشگران خارجی در بازدید از آثار تاریخی دامغان یافتیم. چندین نفر از این افراد اعلام کردند که قصد سفر به دامغان را داشتند و برای کسب اطلاعات در اینترنت وارد سایت تاریخانه شده اند و از مطالب و عکس های آن بسیار استفاده کرده اند.

این بازتاب های داخلی و خارجی باعث شد که عزم ما در ادامه راه جزم تر گردد. رصدهای همیشگی مدیران سایت این نتیجه گیری را به همراه داشت که تعداد کاربران اینترنتی در حال افزایش می باشند و اینترنت به عنوان یک رسانه بین المللی نقش ممتاز خود را در خانواده ها پیدا نموده است. این افزایش آمار استفاده کنندگان از اینترنت در کشور و به خصوص دامغان باعث شد به فکر انجام کار جدیدتری در این خصوص باشیم. دبیر کانون پیشنهاد راه اندازی یک پایگاه اطلاع رسانی را داد. پایگاهی مشتمل بر چندین سایت که هر کدام مجزا بتوانند در راستای معرفی شهرستان و یا فعالیت های کانون موثر باشند. سایت ها آرام آرام انتخاب و طراحی شدند و به پایگاه اطلاع رسانی تاریخانه پیوستند.

حالا پایگاه اطلاع رسانی دامغان (تاریخانه) شامل هفت سایت مستقل می باشد:

سایت فارسی

سایت انگلیسی

سایت عربی

سایت رها نیوز (نخستین سایت پیشگیری از اعتیاد به مواد مخدر استان سمنان)

سایت چهره های ماندگار (سایت معرفی چهره های دامغانی)

سایت تصاویر دامغان

سایت فعالیت های کانون

و در حال حاضر بیش از 6000 صفحه مطلب و بالغ بر 1000 عکس از نقاط مختلف دامغان در این مجموعه قرار دارد. پایگاهی که حالا بعد از گذشت 10 سال، رمز جاودانگی خود را در آهستگی و پیوستگی می داند و همیشه از افراط ها و تفریط های معمول دوری کرده و البته به اهداف اولیه راه اندازی خود پایبند مانده است. نکته جالبی که ذکرش خالی از لطف نیست اینکه: در تمام یک دهه گذشته هزینه های کامل به روز رسانی پایگاه اطلاع رسانی تاریخانه توسط مسئولان آن به اصطلاح از جیب شان پرداخت شده است و هیچکدام از مسئولان استان و شهرستان و... به خود این اجازه را نداده اند تا سهمی هر چند اندک در این بخش داشته باشند و بار سنگین مخارجی که انجامش وظیفه حتمی برخی از ادارات است بر دوش جوانانی قرار می گیرد که تعهدشان به توسعه دامغان خیلی بیشتر از بعضی مدعیان می باشد. این همان مسیر مقدسی بود که در ابتدای نوشته ام به رشته نگارش درآمد. گذشت ده سال، زمان زیادی برای ما به شمار می آید. اینک دهها سایت و وبلاگ دامغانی در تداوم تلاش مخلصانه ای که سالها توسط وبسایت "تاریخانه" محقق گشت، به فعالیت در فضای مجازی مشغولند و اینهمه مایه ی خرسندی و خوشحالی است که می بینیم تحمل صعوبت راه و ایستادگی ما، راهگشای توسعه شبکه های اطلاع رسانی شهرستان دامغان شده است. لذا هر از چند گاهی که ایستادیم و به پشت سر خود نگاه کردیم گذر ایام در کام مان شیرین شد. وقتی که در موتورهای جستجوگر درباره هر نقطه ای از دامغان جستجو می کنیم نوشته ای و یا عکسی از سایت تاریخانه می بینیم، همین نشانه ها گذران ایام خوبی را برایمان می انگارد.

سال ها برای دامغان و اعتلای ایران تلاش کردیم و همچنان پای کار ایستاده ایم. ان شاء ا...

شما هم اگر تا به حال به وبسایت تاریخانه سری زده اید، دیدگاههای خود را برای ما بنویسید تا بتوانیم با نگرشی بالاتر، چشم انداز فعالیت های پایگاه اطلاع رسانی تاریخانه را ترسیم کنیم. منتظر نظرات صائب شما در هفته جاری هستیم.

نشانی پست الکترونیک: sitetarikhaneh@gmail.com و

info@tarikhaneh.com

نویسنده: مهدی کشاورزیان

 |+| نوشته شده در  شنبه 1391/10/02ساعت 9:31  توسط همشهری  | 

دامغان با قدمتی بیش از هفت هزار سال جزو یکی از قدیمی ترین شهرهای ایران محسوب می شود. شهری که سال های سال پایتخت پادشاهان این سرزمین بوده و همیشه به عنوان یک شهر مهم در فلات ایران بشمار می رفته است. با ورود مسلمانان به ایران مردم یکتا پرست این سرزمین خیلی سریع دین اسلام را پذیرفتند و دلشیفته این آیین آسمانی آخرین فرستاده خدا شدند.

در زمان ورود اسلام به ایران، شهر دامغان یا همان صددروازه به عنوان چند شهر مهم ایران محسوب می گشته و جزو شهرهای مهم و باشکوه حکومت ساسانیان قلمداد می گردید. یکی از دلایل عظمت و بزرگی شهر دامغان را می توان مسجد تاریخانه دانست. مسجدی که بیش از 1100 سال قدمت داشته و به سبک مسجد نبی (ص) ساخته شده و دارای رواق ها و شبستان های زیادی بوده است. به طور معمول اینگونه بناهای خاص در محل هایی ساخته می شود که دارای جمعیت فراوان باشند و آن شهر از تمدن، پیشرفتو آبادانی بسیار خوبی برخوردار باشد و همچنین از لحاظ سبک و سیاق با ابنیه دیگر شهر نیز هم همخوانی داشته باشد.

یکی دیگر از دلایل ساخت مسجد اعظم تاریخانه را می توان، دینداری و پذیرش سریع مردم منطقه به دین اسلام دانست. مردمی که از همان ابتدا عاشق و دلبسته پیامبر اکرم (ص) و اهل بیتش شدند. مردمانی که بعد از گذشت بیش از هزار سال هنوز سینه به سینه عشق به خاندان پیامبر (ص) را به نسل های آینده خود منتقل می کنند و خود را مفتخر به شیعه بودن می دانند.

یکی از مهمترین و با ریشه ترین مراسم مذهبی در این شهر، عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین (ع) بوده و هست. مراسمی به قدمت مسجد تاریخانه و حتی قدیمی تر از آن. آنقدر این مراسم و عزاداری ها برای اهالی این منطقه مهم و با اهمیت به شمار می رفته است که حتی بافت خانه هایشان را براساس حسینیه ها و تکایای ساخته شده در شهر شکل داده اند و بر همین اساس هر محله برای خود تکیه ای دارد و اهالی آن در ایام محرم و رجب با شور و حال فراوانی در مراسم شرکت می کنند.

بافت قدیم دامغان شهری است با چندین محله قدیمی با خانه های کاه گلی و کوچه های باریک و جوی هایی که آب آن جاری می باشد. هنوز هم بخش هایی را می توان یافت که به این سبک برجا مانده است.

هشت حسینیه و یک مدرسه علمیه جزو مهمترین نقاط تجمع مردم دامغان در ایام محرم می باشند. نام آنها بدین شرح است:

1 ـ حسینیه حضرت ابوالفضل (ع)

2ـ حسینیه خوریا

3 ـ حسینیه معصوم زاده

4 ـ حسینیه محله امام

5 ـ حسینیه زینبیه

6 ـ حسینیه امامزاده علی(ع)

7 ـ حسینیه درب قلعه

8 ـ حسینیه دباغان

9 ـ مدرسه علمیه موسویه (آقا)

مراسم محرم از شب اول در همه تکایا و مساجد شهر آغاز می شود. اما از روز ششم با مراسم طوق جامه کردن در حسینیه ابوالفضل (ع) به اوج خود می رسد. البته شاید بتوان از لفظ "طوق جامع کردن" هم استفاده کرد زیرا طوق ها معمولا از نقاط مختلف محله ها جمع آوری می شود و در حسینیه "جامع" می شود. اما اصطلاح صحیح تر و درست تر همان "جامه" کردن است که اشاره به پوشاندن و سیاه پوش کردن طوق ها در ایام محرم دارد.

در گذشته رسم بوده است حسینیه ای که در آن طوق جامه می شود به صورت کتبی و با ارسال دعوت نامه ای از برخی تکایا و دستجات عزاداری دعوت به عمل می آورد که در برنامه شرکت نمایند. حسینیه ها نیز این دعوت را پذیرفته و با دسته ای از عزاداران خود در برنامه حضور پیدا می کردند.

لازم به ذکر است در قدیم تنها حسینیه خوریا دارای دسته زنجیر زنی بوده است به همین جهت دسته خوریا در تمامی حسینیه ها به عنوان زنجیر زن دعوت می شدند در حال حاضر نیز تنها تکایایی که دسته سینه زنی دارند مانند حسینیه حضرت ابوالفضل (ع)، حسینیه دباغان، حسینیه محله امام، حسینیه معصوم زاده و حسینیه درب قلعه، از این تکیه دعوت می کنند که به عنوان دسته زنجیر زن در مراسم شرکت نمایند.

صبح روز ششم محرم یکی از باشکوه ترین مراسم محرم در دامغان به اجرا درمی آید. حسینیه حضرت ابوالفضل (ع) که بسیار مورد توجه مردم منطقه می باشد آماده پذیرایی از هزاران عزادار حسینی می شود. خیابان های منتهی به حسینیه بسته شده و کم کم مردم خود را به تکیه می رسانند. دستجات عزاداری نیز به آرامی شکل می گیرند. معمولا ابتدا دسته ای با طبل و سنج و شیپور به داخل حسینیه وارد می شوند و سپس دسته زنجیرزنی در محل حسینیه حضور پیدا می کند. در تمامی مسیر منتهی به تکیه مردم عزادار با دستجات همراهی و هم نوایی می نمایند. دستجات یکی پس از دیگری وارد حسینیه می شوند آخرین دسته طوق های جامه شده را به صورت خوابیده و بر روی دست، به همراه دارد و با ذکر «وای حسین(ع) کشته شد» به همراه گریه و شیون عزاداران، بر سر زنان در خیل جمعیت تکیه وارد می شوند. در گذشته رسم بوده است که با مراسم خاصی و به همراهی نوحه خوانی اول صبح جمعی از بزرگان محله به همراه مردم به خانه هایی که طوقی داشته اند می رفتند و سپس طوق را تحویل گرفته و به سمت حسینیه می آوردند البته در حال حاضر هم هنوز در بسیاری از محله های دامغان این کار انجام می شود. در قدیم چوب طوق ها از چلّه (سر طوق ها که معمولا فلزی و از جنس برنج می باشد و از یک یا چند شاخه تشکیل می شود) آن جدا بوده و چلّه ها بر روی طبق هایی قرار می دادند و روی آنها را "طاق شال هایی" می انداختند. سپس در زمان طوق جامه کردن به همین شکل وارد حسینیه می شدند و هنگامی که روضه طوق خوانده می شد چلّه ها و چوب ها را به هم متصل کرده و پارچه ها را به دور طوق می بستند. اما در حال حاضر طوق ها از همان زمانی که از منازل مردم آورده می شود به هم متصل و آماده است.

مراسم با نوحه و روضه خوانی ادامه می یابد. خطبه پای طوق یا همان دعای چهارده معصوم (ع) توسط مداحان قدیمی خوانده می شود. آنگاه با ذکر نام حضرت مهدی (عج) طوق ها بلند شده و در کنار حسینیه تا اربعین امام حسین (ع) باقی می ماند و محل تبرک جستن زائران حسینیه قرار می گیرد.

این مراسم در بعداز ظهر روز ششم در محله حسینیه خوریا، در صبح روز هفتم محرم در حسینیه امامزاده علی (ع)، در بعدازظهر همان روز در حسینیه دباغان، در صبح هشتم محرم در زینبیه دامغان، در عصر روز هشتم در حسینیه درب قلعه، در صبح روز تاسوعا در حسینیه معصوم زاده و در عصر همان روز در محله امام ادامه می یابد. در چند سال اخیر این برنامه در صبح و عصر روز پنجم محرم به ترتیب در محل امامزادگان جعفر و محمد (علیهما السلام) و مرقد بکیر بن اعین نیز برپا می شود.

اهدای قربانی و نذورات فراوان جزو یکی از برنامه های ثابت مردم در این گونه مراسم ها بوده و هست.  

 نویسنده: مهدی کشاورزیان

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1391/09/06ساعت 18:20  توسط همشهری  | 

اطلاع یافتیم که دانشمند عالیمقدار شهرمان جناب آقای دکتر حسن سبحانی به رتبه استاد تمامی دانشگاه تهران (پروفسوری) دست یافته اند. این خبر باعث مسرت تمام علاقمندان به تعالی ایران است. ما هم به نوبه خود توفیق بسیار ارزنده ایشان را به تمام دوستداران علم و دانش بالاخص جناب آقای پرفسور سبحانی تبریک و تهنیت عرض می نماییم. به امید موفقیت های روزافزون ایشان. مدیریت وبلاگ همشهری

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 1391/06/14ساعت 18:7  توسط همشهری  | 

به نام خدا

در خبرها داشتیم که با حضور وزیر راه، مسکن و شهرسازی در استان سمنان چندین طرح و پروژه در این حوزه به تصویب رسیده و عملیلات اجرایی برخی از آنها کلید خورده است، که از جملهء آن می توان به احداث چند تقاطع غیر همسطح و بهسازی و تعریض بعضی محورها اشاره نمود.

ولی آنچه که امروز ما را بر آن داشت مواردی را یادآور شویم، پروژه ای موسوم به احداث کمربندی جنوب دامغان می باشد که توجه شما را به نکاتی در مورد آن جلب می کنم.

احداث کمر بندی جنوب دامغان، منبع خیر یا سبب شر

احداث کمربندی جنوب دامغان، یکی از پروژه هایست که چندی پیش احداث آن مصوب گردید، هر چند هنوز اطلاعات مدونی دربارهء نحوهء اجرا و مسیر دقیق آن منتشر نشده است و شاید صحبت دربارهء آن زود باشد، ولی با توجه به سابقهء اخیر، بنا به دلایلی ممکن است به جای منبع خیر، باعث شر شود. چندی پیش یادمان است که جادهء کمربندی جدید در شمال دامغان احداث گردید. مسیری که احداث آن با توجه به گسترش شهر امری طبیعی و الزامی به نظر می رسد، ولی با توجه به نحوهء اجرا، آنچه که این پروژه برای دامغان به همراه داشت، چیزی جز رکود اقتصادی و از رونق افتادن مغازه ها و کاسبی های حاشیهء مسیر قبلی نبود. چرا که این کمربندی، مخصوصا در قسمتی که از سمت شاهرود به طرف دامغان می رسد، به نحوی احداث و طراحی شده که مسیر ورودی به شهر دامغان مسیری کاملا فرعی و حاشیه ای به نظر می رسد و دسترسی به داخل شهر برای مسافران و اتومبیل هایی که در یک بزرگراه و با سرعت بالا در حال تردد هستند سخت و دشوار است. از همین رو  اکثرا اتومبیل ها از جادهء کمربندی جدید تردد نموده و حتی با وجود نیاز، کسی به سمت جاده قدیمی، مسیر خود را منحرف نمی کند و به همین دلیل در چند وقت اخیر شاهد رکود اقتصادی در حواشی این مسیر قدیمی هستیم، از جایگاه بنزین و گاز رازی گرفته تا مغازه های مستقر در کنار مسجد حضرت ابوالفضل (ع) و ...، همه و همه گواه این مدعا هستند و در تمام این قسمتها، رکود کسب و کار قابل مشاهده است تا جایی که منجر به تعطیلی پمپ گاز رازی در مقاطعی از سال گردید. حال نکته مهم اینجاست که آیا با احداث جاده کمربندی جدید در جنوب دامغان باز هم شاهد رکود اقتصادی، اینبار در قسمت جنوبی شهر هستیم و یا مسئولین تدابیری خواهند اندیشید که چنین سرنوشتی دچار کاسبان و مغازه داران آن منطقه نشود. راهکارهایی که در گذشته از جانب سمنانی ها دیده ایم که در اینجا تجربه سالهای پیش خویش در این زمینه را شرح می دهم. یادم هست، چند سال پیش در ایام نوروز در حالی که از تهران عازم دامغان بودیم، متوجه شدیم که در ابتدای جاده کمربندی سمنان مامورانی مستقر شده و اتومبیل های سواری را به سمت داخل شهر سمنان هدایت می کردند و دلیل آن نیز این بود که شهر در آن ایام رونق اقتصادی پیدا کند. و در کمال ناباوری در همان روز پس از گذر از سمنان به دامغان رسیدیم و با صحنه ای کاملا متفاوت رو به رو شدیم، بله درست حدس زدید در ورودی شهر دامغان مامورانی موظف بودند که به هیچ اتومبیلی اعم از سبک و سنگین اجازهء ورود به داخل شهر را نمی دادند و در حالی که ما به آنها گفتیم که ما خود، دامغانی هستیم و همین شهر مقصد ماست، باز هم با ممانعت ماموران موظف مواجه شدیم و به ما گفتند که از ورودی های بعدی در مسیر جاده کمربندی قدیمی وارد شهر شوید. خوب این ذکر یک نمونه برای مثال بود. آیا نمی شود برای رونق گرفتن هر چه بیشتر مغازه های حاشیه کمربندی سابق و ... در ایامی از سال که این امکان وجود دارد، تمهیداتی مشابه را اندیشید.به هر صورت احداث این کمربندی در جنوب دامغان در حالی که چندان مورد درخواست نبوده از یک طرف و کم توجهی و اختصاص بودجه ای بسیار پایین نسبت به ضرورت و اهمیت احداث باند دوم جاده دامغان - معلمان در شرایطی که بارها مورد تصویب دولت قرار گرفته دست به دست داده و کمی مردم دامغان را از این بابت نگران نموده است و نوستالژی جاده کمربندی شمال دامغان را در ذهن آنها متجلی می نماید. موارد فوق الذکر در شرایطی در حال وقوع است که خبر هایی از گوشه و کنار به گوش می رسد، مبنی بر اینکه قرار است شهر دامغان در طرح آزادراه حرم تا حرم به حاشیه رانده شود و این آزاد راه قرار است بعد از سمنان عازم کویر شده و با گذر از کویر راهی به شهر دامغان نیابد. هر چند که هنوز نقشه مسیر در جایی منتشر نشده و جزئیات آن پیدا نیست ولی اطلاع داشتن از آن و آمادگی برای مواجهه با این موضوع لازم و ضروری به نظر می رسد و رایزنی های بیش از پیش مقامات شهر شامل نماینده محترم مجلس، آقای دکتر رستمیان، آقای مهندس علی آبادی فرماندار بزرگوار و همچنین اعضای محترم شورای شهر دامغان و در نهایت آیت اله ترابی امام جمعه عزیز و دلسوز شهر را می طلبد.

در پایان امیدواریم تصمیماتی اتخاذ گردد که در نهایت به نفع عموم مردم این شهر تاریخی تمام شود و خدا و بندگانش از آن راضی شوند.

والسلام / حکمت اله حسین زاده / منبع: وبلاگ گوناگون

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 1391/05/19ساعت 13:47  توسط همشهری  | 

از چندی پیش در شبکه های اجتماعی و برخی وبلاگ ها شاهد نوشته های تمسخر آمیز و لطیفه هایی با موضوعیت ائمه اطهار (س) بودیم و اینقدر چیزی نگفتیم تا به تازگی جماعتی از ایشان، پرده دری و بی اخلاقی را به نهایت رسانده و به صورت همه جانبه اقدام به توهین به دهمین امام بزرگوار شیعیان حضرت امام علی النقی علیه السلام نموده اند. در این راستا خواننده ای فاسد، حرمت آن امام همام را شکسته است، همچنین چندین گروه در فیس بوک تاسیس و مشغول فعالیت هستند که خواندن یک نوشته در آنها یا مشاهده تصاویر بی شرمانه و گستاخانه به اشتراک گذاشته شده، کافی است تا دل هر مسلمان غیرت مندی را به درد آورد. آری جماعتی که خود را روشنفکر و متمدن می دانند، در فضای وب، شخصیت خبیث خود را بخوبی نشان داده اند و کمترین اصول اخلاقی را رعایت ننموده و خواهان هتک حریم ها و خط قرمزهای اعتقادی، یکی پس از دیگری هستند.

مسخره کردن نام امام جواد (ع)، تمسخر لغت غضنفر (یکی از القاب امیرالمومنین) و... پیش از این متاسفانه وجود داشته است. سابقه این توهین ها و بی اخلاقی ها از سوی برخی کاربران معروف در شبکه های اجتماعی نیز قبلا وجود داشته و معلوم نیست اینگونه اقدامات تا کی ادامه خواهد داشت و مسلمانان قرار است تا کی این بی شرمی ها و حرمت شکنی ها را تحمل نمایند و اقدام مناسبی انجام ندهند. سیره و روش امام راحل در رابطه با شخصی مثل سلمان رشدی و حکم ایشان ما را بر آن می دارد که در مقابل این جریان از حداکثر توان خود استفاده کنیم و با توجیهاتی نظیر اینکه فضای وب قابل پیگیری نیست و کاربران آن هویت واقعی ندارند، بر کم کاری خود سرپوش نگذاریم. حداقل کاری که از دست ما برمی آید نشان دادن اعتراض و مخالفت مان با این پدیده شوم است.

باید چشم باز کرد و دید که این افراد در مقابل از هیچ تلاشی برای توهین به مقدسات ما فروگذار نکرده اند. ما شرم داریم از اینکه مطالب منتشر شده توسط این افراد را بیان کنیم تا همگان در جریان این وقاحت ها قرار گیرند. اما شاید همین سکوت کردن های ما جرأت و جسارت را در طرف مقابل افزایش داده است. تنها یکی از گروه های ایجاد شده در سایت فیس بوک در این باره هم کنون حدود ۷۵۰ عضو دارد که در آن فعالیت می کنند و مطالب تمسخر آمیز منتشر می نمایند. از دستگاه های مسئول در کشور می پرسیم آیا همه ی این ۷۵۰ نفر پروفایل های ناشناخته و غیر واقعی دارند؟! چیزی که ما در سایت فیس بوک می بینیم، افرادی با نام واقعی هستند که شهر محل زندگی، دانشگاه و بسیاری اطلاعات و عکسهای واقعی از خود منتشر کرده اند و بسیاری از ایشان در داخل کشور هستند و قابل پیگیری قضایی می باشند. ما به عنوان اعضای کوچکی از فضای وبلاگ فارسی چند پیشنهاد داریم:

الف- از همه وبلاگ نویسان مسلمان، متعهد و دلسوز دعوت می کنیم از این حرکت حمایت نموده و در مخالفت با این اقدام زشت مطلب بنویسند یا متن همین نوشته را بازنشر دهند. همچنین در شبکه های اجتماعی در مقابل این اقدامات ساکت ننشینند و در صدد پاسخ دادن برآیند تا عرصه برای یکه تازی اینان مهیا نشود. ب- حدوداٌ سه هفته دیگر سوم رجب برابر با ۱۶ خرداد امسال، روز شهادت مولای ما حضرت امام هادی (ع) است که درود خدا بر او باد. پیشنهاد می شود تا آن روز درباره زندگی، سیره، کلمات و احادیث آن حضرت در فضای وبلاگ فارسی به صورت جدی بیش از پیش مطلب نوشته شود و از این تهدید به عنوان فرصتی برای شناساندن ابعاد شخصیت والای آن بزرگوار استفاده گردد. همچنین دوستان از مطالب یکدیگر که در این باره نوشته شده به هر نحو ممکن حمایت نمایند. ج- از مقامات می خواهیم با مسببان این پدیده شوم و منتشر کنندگان آن در سایت ها، وبلاگ ها و شبکه های اجتماعی برخورد جدی نموده و به مسدود کردن وبلاگ ها و یا فیلتر نمودن آنها بسنده نکنند. بدیهی است اقدامات موثر در این زمینه می تواند از هرگونه فعالیت های مشابه بعدی پیشگیری نماید.

منبع: وبلاگ صددروازه www.saddarvazeh-magezine.blogfa.com

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 1391/02/28ساعت 10:24  توسط همشهری  | 

"بزرگترين بناي خشتي ايران بعد از ارگ بم در دامغان قرار دارد". خبر بسيار جالبي بود، در بسياري از خبرگزاري هاي ايران انعكاس يافت. باز هم دامغان با يكي ديگر از آثار تاريخي اش بر روي تلكس هاي خبري معرفي شد. يكي از آثار تاريخي كه حتي بسياري از مردم دامغان بي تفاوت از كنارش عبور مي كنند. "ديوار باروي دامغان" ديواري به طول 16 كيلومتر كه در حال حاضر تنها 8 كيلومتر از آن به جاي مانده است. ديواري به قدمت مسجد تاريخانه و يا حتي فراتر از آن. برخي قدمتش را به دوران پيش از اسلام نسبت مي دهند. استاد رحمت الله نجاتي طي مصاحبه اي با سايت تاريخانه اعلام كردند: «زماني مرحوم استاد ايرج افشار به دامغان آمده بودند و از ديوار باروي شهر ديدن كردند، ايشان عظمت و قدمت اين ديوار را مربوط به دوره اشكانيان مي دانستند.»

به هر حال اين ديوار با قدمتي بيش از 1000 سال هنوز پابرجاست. نيمي از آن بر اثر عدم توجه و گذر زمان تخريب شده است. چندين خيابان از وسط اين ديوار گذشته است كه باعث تخريب بيشتر آن گرديده، هنوز هم آبياري زمين هاي كشاورزي در جنوب و شرق شهر دامغان تهديدي جدي براي از بين رفتن اين ديوار محسوب مي شود. داستان هاي بسياري بين مردم دامغان در مورد اين ديوار مطرح است، وجود تونل هاي اضطراري براي خروج از شهر در اطراف آن و يا گفته مي شود، در زمان هاي دور ضخامت ديوار به اندازه اي بوده است كه به راحتي دو كالسكه از از كنار هم عبور مي كردند و همچنين وجود مارهاي بزرگ و غول پيكر در اطراف ديوار از ديگر گفته هاي كهنسالان دامغاني است.

اما طول و ارتفاع اين ديوار خود نشانگر عظمت و جايگاه مهم شهر دامغان در گذشته هاي دور بوده است شهري با اين ديواره و همچنين 5 دروازه ورودي نشانگر آن است كه در گذشته شاهراه ارتباطي مهم به شمار مي آمده است. از ويژگي هاي ديگر آن مي توان به برج هاي ديده باني متعددي اشاره كرد كه در فواصل معيني قرار دارد. در همين جا به نكته اي ديگر از مصاحبه با آقاي نجاتي اشاره مي كنم كه ايشان براساس شنيده هاي خود از استاد افشار چنين مطرح مي كنند كه «نام صددروازه بر روي دامغان تنها نمي تواند بر وجود دروازه هاي متعدد شهر باشد بلكه ممكن است در ترجمه يوناني به فارسي هكاتم پليس منظور از دروازه همان برج هاي ديده باني متعددي است كه در ديوار بارو و دور تا دور شهر ديده مي شود» اگر بر اين فرض استوار باشيم بايد قدمت اين ديوار را به زمان ورود اسكندر مقدوني به شهر بعد از به قتل رسيدن داريوش سوم در اطراف دامغان بدانيم، يعني در زمان هخامنشيان. البته مطمئناً اين ديوار بارها بازسازي و تجديد بنا گرديده است اما حدود و ويژگي هاي آن حفظ شده است. آخرين بازسازي را مي توان به دوره نادري و زنديه نسبت داد. برخي اين ديوار را به نام باروي نادري مي شناسند و نام مي برند.

در چند سال گذشته بخش كوچكي از ديوار واقع در بلوار راه آهن بازسازي و تجديد بنا شده و در سال جاري قسمت ديگر از آن توسط ميراث فرهنگي مقاوم سازي و مرمت گرديد. اميدواريم اين مرمت ها ادامه داشته باشد تا علاوه بر جلوگيري از تخريب ديوار بتوان ساير بخش هاي از بين رفته آن را نيز بازسازي كرد. در پايان چند پيشنهاد را جهت جذب بيشتر گردشگر به اين اثر تاريخي مطرح مي كنم و اميد است مورد توجه قرار گيرد:

1 ـ ايجاد مسير پياده رو در دو طرف ديوار به وسيله سنگ فرش و آجر فرش (البته در بخش جديد بازسازي شده اين قسمت در نظر گرفته شده است)

2 ـ ايجاد مسير دوچرخه سواري در كنار ديوار. در اين مسير آسفالته گردشگران مي توانند با دوچرخه هايي كه در محل قرار دارد به همراه راهنماي گردشگري خود اطراف ديوار را بازديد نمايند.

3 ـ‌ نورپردازي و روشنايي مناسب در طول مسير آسفالته و سنگ فرش.

4 ـ‌ تهيه تابلوهايي براي معرفي اين ديوار تاريخي و نصب در نقاط مختلف آن.

5 ـ‌ كم كردن آلودگي بصري در اطراف ديوار و ايجاد فضاي سبز در طول مسير.

6 ـ‌ ايجاد ايستگاه هاي تفريحي ـ فرهنگي در فواصل مختلف مسير جهت اسكان و استراحت بازديدكنندگان

7 ـ‌ با توجه به عبور ديوار بارو از چندين محله، مي توان هر بخش را به مردم همان محل و يا جوانان واگذار كرد تا تحت نظر ميراث فرهنگي برنامه هاي خود را براي جذب گردشگر انجام دهند با اين كار علاوه بر رقابت در جذب گردشگر مي توان فرصت هاي شغلي مناسبي را به وجود آورد.

نویسنده: مهدی کشاورزیان

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 1391/02/12ساعت 15:33  توسط همشهری  | 

شهر من دامغان، یک سال دیگر بر قدمت 7 هزار ساله اش اضافه شد. من به همراه همشهریانم جزئی از تاریخ باشکوه این دیار هستیم. آخرین روزهای سال 1390 و پایان یک سال و شروع سالی جدید. توی این یک سال بارها از کوچه خیابان های شهرم گذشتم بارها با مردمش سلام و احوالپرسی کردم و بارها از شدت بادها و طوفان هایش عصبانی شدم از گرمای تابستانش نالیدم و از سرمای خشک زمستانش شاکی شدم. اما چه کنم که شهرم دامغان است. اهل دامغانم و اگر پیش خودمان بماند عاشقش هستم با همه خوبی ها و بدی هایش. اگه بهتر بگویم مدیونش هستم. از هوا و خاکش استفاده کردم از غرور و افتخارش در طی تاریخ به خود بالیدم از تاریخانه اش برای مسافران و عابران این دیار بسیار سخن گفته ام. به حصار های بلند و طولانی دور شهر بارها نگاه کردم با چشمان خیالم باروی شهر را کامل ساختم و از کنارش گذشتم. تپه حصارش را چه سوار بر قطار و چه پیاده بارها دیده ام. خنکای درختان پارک ملت در تابستان را بر روی صورتم حس کردم و لذت بردم. صدای جوی آب و پیچیدن باد در شاخ و برگ درختان بلوار همیشه در گوشم آرامش بخش بوده است. هر وقت بعد از مدتی از شهر دور می شوم و دوباره باز می گردم صدای اذان آقای میرزایی از مناره های مسجد جامع به من خوش آمد می گوید. همان یک چراغ قرمزی هم که در وسط شهر است کلافه ام می کند بعضی وقت ها خنده مان می گیرد که در دامغان هم ترافیک داریم و جای پارک نداریم. تابستان ها نماز در حیاط امامزاده جعفر (ع) بسیار زیبا و باشکوه برگزار می شود. کوچه به کوچه، خیابان به خیابان، محله به محله شهرم زیباست به شرطی که من و همشهریانم هم به آن زیبا نگاه کنیم. زیبایی تنها در نریختن زباله در شهر نیست. زیبایی یک شهر در مهربانی مردمان آن شهر است به سخاوت و بزرگی و پاکی اهالی آن. به یاری و دلسوزی زن و مرد آن. وقتی مردم شهرم به هم احترام می گذارند و تحمل و بردباری دارند دیگر تحمل ترافیک چراغ قرمز چهار راه بلوار کار سختی نیست. حتی شدیدترین طوفان های دامغان را هم می توان بدون شکایت گذراند. چون می دانم بالاخره طوفان فروکش می کند و آنچه می ماند محبت مردم شهرم است که هنوز پابرجاست. خودمانیم درست است که بعضی وقت ها محبتمان مانند تعدادی از درختان کاج بلوار به خاطر بادهای شدید کمی کج شده اما مهم این است که ریشه ای عمیق دارد و هنوز سبز مانده.

گفتم بنویسم تا از شهرم تشکر کنم که بعد از 7 هزار سال و به علاوه سال 90 ، ما و اجداد ما را در خود حفظ کرده است و آنچیزی که من از این شهر می بینم جز این نیست که فرزندان ما را هم در دامن خود پرورش خواهد داد. این وظیفه من و شماست که کمی بیشتر با شهرمان دوست باشیم و دست در دست هم سال جدید را آنگونه آغاز کنیم که هم به خودمان و هم به شهرمان قول دهیم که در سال 91 هیچ فردی را از خودمان دلگیر نمی کنیم.

دامغان من، پشت به کوه های استوار البرز و دل به دریای کویر دارد و مردمانش همچون کوه های شمالی در مقابل مشکلات ایستاده اند و بردباری می کنند و مانند کویرش عاری از هر گونه کینه و بخل خواهند ماند. دامغان عزیز و سرفراز، تو را به همراه جای جای میهنم ایران، دوست دارم...

نویسنده: مهدی کشاورزیان

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1390/12/29ساعت 13:59  توسط همشهری  | 

اشاره: متن کامل آخرین سخنرانی دانشمند فرزانه جناب آقای دکتر حسن سبحانی در انتخابات مجلس هشتم، حاوی نکات ارزشمندی است که با هم به مرور آن می پردازیم:

بسم الله الرحمن الرحيم

رب ادخلنی مدخل الصدق و اخرجنی مخرج الصدق واجعلنی من لدنک سلطاناً نصیرا. بشارت بر بندگان خدا که مطالب را می شوند و بهترین آن را انتخاب می کنند.

نهضت امام برای برپایی حکومت اسلامی در سی سال گذشته در کشور ایران راه رشد و توسعه خود را پیمود و در جهان معاصر و دنیای اسلام عمیق شد و زمینه بسط انقلاب اسلامی را فراهم کرد. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران زمینه های اعتقادی نهضت امام را فراهم ساخت و این انقلاب را در خارج و در داخل کشور در بین همه انقلاب های معاصر ممتاز کرد. قانون اساسی تضمین گر نفی هرگونه استبداد فکری و اجتماعی و انحصار اقتصادی است و در راستای گسستن از سیستم استبدادی در سپردن سرنوشت مردم به دست خودشان به وجود آمده است. قاعده مراجعه به آرای عمومی حکم می کند که برخلاف دوران قرون وسطی که مردم برای رسیدن به قدرت و حکومت با هم مبارزه می کردند از طریق انتخابات به رای اکثریت مردم تمکین کنند و هرکس که رای اکثریت را آورد از طرف همه مردم به احترام اکثریت ، پذیرفته شود این قاعده ای است که امروز در همه کشورهای دمکراتیک جهان و از جمله در نظام جمهوری اسلامی وجود دارد انتخاب براساس رای نسبی صورت می گیرد و استمرار این مهم در ایران از طریق مجلس شورای اسلامی عملیاتی می شود نمایندگان مجلس سوگند می خورند که پاسدار حریم اسلام باشند نگهبان دستاوردهای انقلاب اسلامی باشند نگهبان مبانی جمهوری اسلامی باشند پایبند به استقلال و اعتلای کشور باشند و پایبند به حفظ حقوق ملت و خدمت به مردم باشند و به همین دلیل امام راحل فرمود: مجلس در راس همه امور کشور است و مقام معظم رهبری در نامه ای که در روز اول افتتاح مجلس هفتم صادر فرمودند 11 نکته را بیان کردند و گفتند مجلس اگر به این یازده نکته عمل کند منطقاً در راس امور قرار می گیرد این مجلس که تبلور اراده اکثریت ملت برای نفی استبداد و زور گویی و سلطه و سلطه پذیری است وظیفه دارد قانون وضع کند از جمله قوانین توسعه و قوانین بودجه را قوانین را تفسیر کند. در تمام امور کشور تحقیق و تفحص کند عهدنامه ها ، مقابله نامه ها قراردادها و موافقت نامه های بین المللی را تصویب کند اصلاحات جزیی در خطوط مرزی کشور را به شرط حفظ استقلال کشور تصویب کند در زمان جنگ محدودیت های اضطراری وضع کند گرفتن وام و کمک از خارج و به خارج را مجلس باید تصویب کند استخدام کارشناس خارجی در مواقع ضروری را باید مجلس اجازه بدهد حفظ بناها و اموال دولتی نفیس به عهده مجلس است رای اعتماد به وزیران در اختیار مجلس است سوال از وزیر و سوال از رئیس جمهور جزء وظیفه مجلس است استیضاح وزیر یا استیضاح هیات وزیران در اختیار مجلس است حتی یک سوم نمایندگان می توانند رئیس جمهور را که منتخب مستقیم مردم است اگر ایجاب کند استیضاح و در صورتی که دو سوم نمایندگان به استیضاح رای بدهند عدم کفایت رئیس جمهور را به مقام معظم رهبری جهت برکناری او اطلاع دهند این نمایندگان با این اختیارات قسم می خورند که از حقوق ملت و مصالح ملت دفاع بکنند حقوق ملت یعنی اینکه همه اقوام و همه قبایل ایران از حقوق مساوی برخوردارند. همه زنان و مردان در حمایت یکسان قانون اند حقوق زن از طریق رشد شخصیت او ، حمایت از مادران به خصوص در دوران بارداری و حضانت فرزاندانشان ، حمایت از کودکان بی سرپرست ، حمایت از بیمه خاص زنان بیوه و زنان سالخورده و زنان سرپرست خانوار را دنبال کند. از تعرض به حیثیت ، جان ، مال ، حقوق ، مسکن و شغل انسان ها جلوگیری بکند. تفتیش عقاید را ممنوع می دانیم و هیچ کس حق ندارد کسی را به جرم عقیده اش بازخواست کند. باید آزادی نشریات و مطبوعات را تا جایی که مخل به اسلام نباشد تضمین کرد. بازرسی نامه ها ، نرساندن نامه های مردم ، ضبط و افشای مکالمات تلفنی مردم سانسور و استراق سمع و تجسس در جان و مال مردم ممنوع است. احزاب جمعیت ها انجمن های سیاسی و صنفی باید آزاد باشند تا فعالیت کنند اجتماعات و راهپیمایی ها باید مطابق قانون آزاد باشد. زمینه های انتخاب شغل فراهم آوردن امکان اشتغال برای همه باید از مجلس عملیاتی شود. تامین اجتماعی از نظر بازنشستگی ، بیکاری ، پیری ، از کارافتادگی ، مراقبت های بهداشتی و درمانی جزو حقوق مردم است و نماینده قسم می خورد که باید آن را دنبال کند آموزش رایگان ، تحصیلات عالی تا سر حد خودکفایی ، حق داشتن مسکن متناسب برای هر ایرانی ، ممنوعیت بازداشت مردم مگر به حکم قانون و اگر اتفاق افتاد ظرف 24 ساعت باید تفهیم اتهام شود ، ممنوعیت تبعید از محل اقامت قانونی مگر به حکم قانون. حق مراجعه به دادگاه برای کسانی که می خواهند احقاق حق بکنند و انتخاب وکیل برای آن ها اگر نتوانند وکیل انتخاب بکنند. این که باید مردم را صرفاً از طریق دادگاه و نه هیچ جای دیگر مجازات کرد و این که همه مردم بری هستند مگر اینکه ثابت شود جرمی را مرتکب شده اند ممنوعیت شکنجه حتی برای گرفتن اقرار ، ممنوعیت هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر شده حتی اگر پای چوبه دار است و دارند می برند او را اعدام کنند کسی حق ندارد به متهمی که می خواهد اعدام شود توهین کند و یا او را شکنجه کند و حق تابعیت برای هر ایرانی. اینها حقوق ملت است و اینها در وظایف مجلس شورای اسلامی است و نماینده مجلس باید این امور را برای کشور سر و سامان بدهد در کنار بقیه اموری که خدمتتان گفتم اگر این ها عمل بشود ملت آزاد است استقلال آزادی که در جمهوری اسلامی بیان شد یعنی انسان کرامت داشته باشد انسان آزاد باشد در چارچوب قوانین کار خودش را انجام بدهد حال سوال این است اگر مجلس شورای اسلامی دارای این همه وظایف است برای چه برخی از این مسائل و مشکلات در شهرها و روستاها و کشور ما وجود ندارد اگر مملکت این همه پول نفت را در ده دوازده سال گذشته داشته است چرا تورم ، بیکاری ، عدم نظارت کافی در ادارات ، وضعیت بد کارگران دچار قراردادهای موقت کار ، مشکلات آموزشی ، درمانی ، بعضاً رشوه و فساد اداری ، وجود بانک های ربوی ، خصوصی سازی های بی حاصلی که اموال ملت را در اختیار کسانی قرار می دهد که نباید قرار بگیرد وجود دارد؟ چرا علی رغم اینکه امام فرمود مجلس در راس امور است مجلس در راس امور قرار ندارد. چرا علی رغم این که ما این همه پول در کشور داریم زندگی مردم وضعیت مناسب تری پیدا نمی کند من این سوالات را به این صورت خدمت عزیزانی که هستید پاسخ می دهم که مجلس چون کارآمد تشکیل نمی شود نمی تواند از حقوق ملت دفاع کند و وکلای مجلس عمدتا از وظایف و حقوقی که از آن صحبت می کنند باخبر نیستند. نمایندگان به حقوق ملت وقوف ندارند آنهایی که تبلیغات می کنند گویی اصلا قانون اساسی را نگاه نمی کنند. برای رفتن به یک چشم پزشک شما حتما به دندان پزشک مراجعه نمی کنید چطور ممکن است در انتخابات مجلس شورای اسلامی ، به طبیعی ترین موضوع که دانستن وظیفه مجلس است عنایت نشود. کسانی که نمی دانند برای چه کاری به مجلس می روند در جلسات مجلس کم شرکت می کنند در کمیسیون ها حضور جدی ندارند یا در مجلس نیستند و یا اگر هستند بعضا بی حوصله هستند. به انجام تکالیفشان ساعی و جدی نیستند لذا وظایف مجلس روی زمین می ماند اجرایی نمی شود و یا حداقل ناقص اجرا می شود بدین ترتیب هم مجلس خالی و کارها باقی می ماند و هم از طرف دیگر کسانی که عنوان نماینده ملت را گرفته اند حداکثر در نقش یک شهردار یا فرماندار یا عضو شورای شهر ظاهر می شوند راهکار چیست؟ راهکار این است که باید مجلسی مملو از نمایندگان آگاه به وظایف و آگاه به حقوق ملت تشکیل شود تا ثمره کار آنها وقتی دست دولت و دست قوه قضاییه قرار گرفت بتواند مشکل مردم را حل بکند و چنین نباشد که مردم احساس کنند که در هر صورت رفتن به دادگاه بعضاً حق آنها احقاق نمی شود اگر منشا که مجلس است درمان نشود همه این مشکلات که در شهرها و روستاها است باقی می ماند مشکلات شهرها و روستاها معلول است علت در مجلس است اگر علت را درمان نکنیم معلول درمان نمی شود اگر چهارتای آن را حل کنیم شش تای دیگر ظاهر می شود مشکلات مدام باز تولید می شود و خودش را استمرار می بخشد فقر تبعیض و فساد معلول همین شیوه تشکیل مجلس است نمایندگانی که مدام مجلس را ترک می کنند. برای مجلس مطالعه نمی کنند. وقتی به مجلس می آیند آماده نیستند به خاطر اینکه شب در بین راه و یا در هواپیما بوده اند مدارکی را که باید مطالعه کنند و رای بدهند و حتی رای بدهند که مثلا یک مفسد اعدام بشود و یا حبس ابد بشود را نخواندند. حداکثر چرت می زنند 250 نفر در مجلس نشسته اند گاهی 120 نفرشان حتی دکمه رأی را فشار نمی دهند. این ظلم به حقوق ملت است اما چرا این اتفاق افتاده است؟ عزیزان ، مجلس که ناکارآمد شد مشکلات من و شما در اینجا باقی می ماند معلوم است که اگر مشکل داریم مجلس ناکارآمد است اما مجلس را کی انتخاب می کند مجلس نتیجه انتخاب شما است اگر مجلس ناکارآمد است به من و شما برمی گردد اگر کارآمد است هم به من و شما برمی گردد. اگر بگوییم چون ناکارآمد است بگذاریم همین طور بماند به آن معنی است که آن جایی که آب نشت می کند باقی می ماند این سقف را هر چی نقاشی کنید باز نم می زند مجلس را دریابید من از راه دوری صحبت نمی کنم. دوازده سال زیر سقف مجلس لحظه به لحظه ماندم و خون دل خوردم و دیدم کسانی بجای اینکه وکیل بشوند جای این بود که فرماندار بشوند. عضو شورای شهر بشوند رئیس اداره گاز بشوند اشتباهی آمدند ، آمدند و کار کسانی را می کنند که بدین منظور پول می گیرند و فراموش کردند مجلس را که می باید در آنجا باشند. از دامن فقر و گرسنگی و بیکاری که باید در مجلس ساماندهی شود آسیب اجتماعی ، طلاق ، شلوغی دادگاه ها ، عدم آرامش خانواده ها ، فحشا ، کودکان کار ، اعتیاد به مواد مخدر ، افزایش زندانی در زندان سر بر می آورند همه اینها معلول مجالس ناکارآمد است و من صادقانه عرض می کنم مسئولیت مجالس ناکارآمد به مردمی برمی گردد که در انتخابات مجلس به جای اینکه وکیل مجلس انتخاب بکنند عضو شورای شهر و ده انتخاب می کنند. اما اگر مجلس به وظیفه خود عمل کند نتایج آن همه مشکلات را کم می کند در سال های گذشته این حقیر در مجموعه کارهایی که کردم قانون واگذاری خودرو به جانبازان بالای 50 درصد را بعد از کلی آمد و رفت که مشکل بار مالی داشت نهایی کردم نتایج آن به همه ایران رسید و البته به دامغان و روستاهای دامغان هم رسید. افزایش مستمری خانواده های مورد حمایت دولت در سال 83 را تصویب کردیم هر خانوار عضو کمیته امداد 8 هزار تومان اگر یکنفری بود و 18 هزار تومان اگر 5 نفره بود مستمری می گرفت یعنی هر نفر ماهی 3600 تومان می شود هر روزی 120 تومان ، می شد یک تخم مرغ و نصف نان سنگک ، من در مجلس رئیس کمیسیون برنامه و بودجه بودم از پول واردات بنزین کم کردیم و پول را آوردیم این خانواده هایی که 5/5 میلیون نفر بودند را به 54 هزار تومان رساندیم هرچند کم اما بالاخره مشکلات مردمی کم شد. قانون کاهش بودجه خارج از شمول کار ما بود. سالی 1500 میلیارد تومان از بودجه کشور برای خرج خارج از شمول اختصاص می یافت ، ما پیشنهاد کردیم 150 میلیارد تومان بشود. این پول صرف اموری می شد که بعضاً حساب و کتاب نداشت. ما در بودجه سال 84 پیشنهاد دادیم چهار هزار میلیارد تومان از هزینه های شرکت های دولتی که اسراف می شد کاهش پیدا کرد و به تبع آن 1000 میلیارد تومان یعنی 25 درصد آن به مالیات کشور اضافه شد وقتی مالیات اضافه می شود یعنی جایگزین نفت می شود یعنی همه پروژه های عمرانی از محل این مالیات رونق می گیرد. در چند ماه گذشته پیشنهاد دادیم همانطور که مرد مستمری بگیر مشمول بیمه اجتماعی فوت می کند به ورثه او حقوقش منتقل می شود هیچ دلیلی ندارد که زنی که بیمه اجتماعی است و فوت می کند مستمری اش به ورثه اش منتقل نشود مجلس با 170 رای این پیشنهاد را تصویب کرد. کارگران ساختمانی در سه ماه گذشته بیمه شدند یعنی کسانی که یک عمر کار می کردند و وقتی از کار می افتادند شاید به گدایی می افتادند می بینید این مجموعه وسیع در کشور تحت پوشش بیمه های اجتماعی قرار می گیرند. طرح تثبیت 9 قلم کالای انحصاری دولت یعنی بنزین و گازوییل و آب و فاضلاب و پست و مخابرات در سال 84 محصول فکری ما بود و در آن سال از این بابت 2 درصد تورم کاهش پیدا کرد متاسفانه کارهای دیگری شد که نقدینگی زیاد شد و لذا آثار مثبت آن دیده نشد. اما درباره آنچه که در مجلس با آن مخالفت می شود باید بگویم جلوگیری از بعضی از تک روی ها است که آن هم مفید است دوستان عزیز نگویند که چرا با برنامه های دولت مخالفت می شود وکیل ، وکیل الدوله نیست وکیل المله است باید بداند که منفعت کشور در چیست وزیر محترم آموزش و پرورش که در یک ماه گذشته برای اخذ رأی اعتماد به مجلس آمد پیشنهاد داده بود که اصل سی ام قانون اساسی که می گوید تحصیل در مدارس دولتی رایگان است را بنحوی لغو می کند ما مخالفت کردیم مخالفت ما باعث شد که رئیس جمهور این حرف را پس بگیرد وقتی پس گرفت منافع آن متوجه همه کشور می شود اما اینها که عرض کردم و اهمیتش را شما می بینید آیا بدین معناست که ما با حفظ وظایف درشهرها و روستاهای خودمان دنبال اشتغال دنبال عمران و دنبال آبادانی نیستیم بدیهی است که هستیم ایفای وظایف مجلس به معنای عدم رسیدگی به امور شهرستان نیست ما همه زیربناهای مورد نیاز توسعه شهرستان را که وجود نداشت بحمدا... در فاصله ای که هست سر و سامان دادیم. برای اینکه در یک مملکتی در یک شهری زمینه سرمایه گذاری فراهم شود احتیاج به آب ، احتیاج به فاضلاب ، احتیاج به نیروی انسانی و دانشگاه ، احتیاج به گاز و برق ، احتیاج به راه و راه آهن ، احتیاج به مخابرات و ارتباطات دارد همه اینها خوشبختانه در دوازده سال گذشته با پیگیری نماینده شما و به وسیله دولت های جمهوری اسلامی عملیاتی شده و یا در حال عملیاتی شدن است. شرایط لازم برای سرمایه گذاری و اشتغال فراهم شده شرایط کافی می خواهد. سرمایه گذار بخش خصوصی را باید تشویق کرد که بیاید و کار کند البته به اینجا سخت تر می آیند علاوه بر این بیش از 50 پروژه سرمایه گذاری مهم در شهرستان دامغان مطابق آنچه که منتشر کرده ایم در حال ساماندهی است. معافیت مالیاتی که دولت جمهوری اسلامی به شهرستان دامغان داد مورد انتظار نمایندگان سایر شهرها هم بود. نگویید که این معافیت مالیاتی انگ محرومیت را به دامغان زده است یا این محرومیت از حیث صنعتی است. ما در آموزش عالی ، در قبولی در کنکور ، در کاهش طلاق ، در افزایش مناسبات دینی شهر بسیار پیشرفته ای هستیم ما از یک طرف می گوییم اشتغال نداریم بخش خصوصی نمی آید عرض می کنم باید انگیزه درست کنیم برای اینکه انگیزه درست کنیم از دولت درخواست کردیم که معافیت مالیاتی بدهد تا سرمایه گذار بیاید وقتی که سرمایه گذار می آوریم می گویند حالا محروم شده ایم بالاخره کدامش را باید باور کرد؟ آنچه که من خدمت شما عرض می کنم این است که سروران عزیز توسعه ، زمان می طلبد ما زیربنا نداشتیم یا کم داشتیم و امروز بحمدا... نسبت زیادی از آن فراهم شده و ما می دانیم آینده این شهر آینده درخشانی است زیرا تمام اموری که برای سرمایه گذاری لازم بوده است را فراهم کرده ایم دوستان عزیز، انقلاب اسلامی آمد تا سیاست و اقتصاد را اخلاقی کند دینی کند شما در زیر سقف مسجد خدا کلام خدا را که گفت: «فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه» نمی خواهید بشنوید وقتی کسی نمی تواند بین 1000 ، 2000 نفر آدم حرف کسی را گوش کند و طبیعی ترین حق یک نماینده مجلس را که گفتگو با مردم است نادیده می گیرد چگونه می خواهد حقوق 70 میلیون انسان را حفظ کند. ما می گوییم مردم آزاد و رشیدند با جو نمی شود نظر مردم را عوض کرد من ساده ترین حق خودم را دنبال می کنم خودم را عرضه می کنم ، با رای شما کاری ندارم به هرکسی که دلتان خواست رای بدهید اما به رای اکثریت و به نظر مردم احترام بگذارید ولی کسانی هستند که به خاطر اینکه سبحانی انتخاب نشود که آن هم به سهم خودش قابل احترام است. زحمات نظام اسلامی را به خاطر مخالفت با من نادیده می گیرند. اینکه این نظام اسلامی در این سی سال این همه زحمت کشیده است را در این شهر و کشور به خاطر مخالفت با من نادیده نگیرید. بگذارید اقتصاد ما و سیاست ما اسلامی باشد. بگذارید سیاست و اقتصاد ما مبتنی بر آرای دینی باشد. بگذارید برهان حاکم باشد نه شانتاژ. ما اهل پیروی از پیغمبری هستیم که فرمود حتی با کسانی که با شما با ناملایمت صحبت می کنند به سلامت صحبت کنید و ما این سنت حسنه را پیگیری خواهیم کرد. با پیگیری های فراوان اینجانب بیش از 290 مورد کار عمرانی زیربنایی که در بروشور منتشر کرده ایم صورت گرفته است امروز در روستاهای بالای بیست خانوار ، هر کس تلفن خواسته دارد. مجتمع های آب آشامیدنی روستایی ایجاد شده است من فقط یک مثال میزنم تا به حجم کار واقف شوید شما کافی است از آن فلکه ای که جلوی اداره امور مالیاتی است به طرف بالا بروید کمی بالا بروید مرکز کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است که در این دوره ساخته شده فرهنگسرای شهید شاهچراغی با 5400 متر مربع در این دوره ساخته شده است دانشگاه علوم پایه با 8000 میلیون تومان در این دوره ساخته شد نه اینکه من ساختم دولت ساخته است. آن طرف تر می رویم پیشرفت های دانشگاه آزاد اسلامی را می بینید بالاتر می رویم بیمارستان 160 تختوابی را بالاتر می رویم دانشکده بهداشت را بالاتر می رویم کمربندی جدید بصورت رفت و برگشت. بالاتر می رویم خط دوم جاده دامغان چشمه علی به فولاد محله. بالاتر می رویم سد شهید شاهچراغی آن طرف تر می رویم مرکز علمی کاربردی رسول اکرم را. زیر زمین خط لوله گاز به دیباج و کلاته را می بیید. این فقط یک مسیر است انصاف باید داشت و اما دوستان به پاسخ به چند سوال می پردازم. بنده اسیر حرف حقم و معتقدم خداوند متعال نافذیت حرف حق را در ادراک مردم قرار خواهد داد. گفته می شود در شهرستان دامغان مدیران بومی حضور ندارند من خدمت شما عرض می کنم خواهران و برادران عزیز؛ مطابق آمار 65 درصد روسای ادارات دامغانی هستند بگذرید و نشنوید کلام بعضی ها را که می خواستند افراد مورد نظر خودشان را رئیس ادارات کنند و چون رابطه ای می خواستند من موافقت نکردم. من لازم باشد کسانی را که به خاطر رسیدن به قدرت با مخالفت من مواجه شدند و امروز در حالی که 65 درصد روسای ادارات این شهر بومی هستند می گویند امور ما دست دیگران است افشاء می کنم. می گویند بودجه ملی جذب نمی شود بودجه ملی نه در اختیار استان نه در اختیار شهرستان است. راه تهران به مشهد ملی است هم از استان تهران هم از استان سمنان و هم از استان خراسان می گذرد از هر شهری که می گذرد آسفالت می کنند اینجا که دیگر نمی گویند وقتی به دامغان رسید هفت کیلومترش را مثلاٌ خالی نگه دارید و آسفالت نکنید. این راه سراسری انجام می شود اما بودجه شهرستان ، بودجه شهرستان بر اساس جمعیت ، خاک و محرومیت تقسیم می شود کامپیوتر حساب می کند ما 5/14 درصد جمعیت را داریم و حدود 19 درصد بودجه استان را در دامغان هزینه می کنیم هیچ پولی بر نمی گردد زیرا آن اندازه که نیاز هست معمولاٌ پول به اندازه نیاز داده نمی شود اگر استثنائاً در جائی (صادقانه عرض می کنم) یک موردی اتفاق بیافتد مثلا مربوط به این صورت است که در یک سالی راه سازی می خواهد بشود برف و باران شده راه در کوهستان بوده پول دیر آمده دی ماه و بهمن ماه شده خرج پول در یخ بندان اتلاف منابع است ممکن است این پول به سال آینده منتقل بشود که این هم عین عقل و درایت است گفته می شود ما امکانات تفریحی نداریم بنده هم معترض تر از شما هستم سروران عزیز! شما شورای شهر انتخاب می کنید شما شهردار انتخاب می کنید آنها باید به این امور مطابق بودجه خودشان بپردازند. آخر این چه انتظاری است که وقتی دو نفر در خانه با هم دعوا می کنند به نماینده برمی گردانید. راننده در جاده بد رانندگی می کند تقصیر نماینده می دانید. حقوق مردم کم است و به نیازشان نمی رسد تقصیر نماینده است جنگ با امریکا هم به عهده نماینده است آخر باید انصاف داشت چطور شما از دندان پزشک انتظار دارید مهندسی بکند شما چطور از چشم پزشک انتظار دارید رفتگری بکند چطور از رفتگر شریف انتظار دارید که کار دیگری بکند امور باید در جای خودش باشد اگر قرار باشد لیست کاستی ها را اعلام بکنید من از همه شما لیست کاستی ها را بهتر دارم. اما مملکت ضمن اینکه بودجه دارد ، حساب و کتاب هم دارد. مطابق جمعیت و وسعت بودجه می دهند وقتی یک استانی 600 هزار جمعیت بیشتر ندارد و اسلام شهر به عنوان یک شهرک اطراف تهران بیش از 600 هزار جمعیت دارد بدیهی است که این استان متناسب با امکانات خودش اعتبار دریافت می کند و آن شهرستان هم متناسب با خودش. در هر حال وضع این استان در بین استان های دیگر خوب است نکته دیگری که می خواهم به آن اشاره کنم این است که سروران عزیز باید هر شهر را با گذشته خودش مقایسه کرد مقایسه ما با سمنان و شاهرود مع الفارق است. آنها از ما به دلایلی توسعه یافته ترند ما از گرمسار توسعه یافته تریم سمنان البته از تهران توسعه نیافته تر است تهران هم از پاریس توسعه نیافته تر است شهرها ماهیت خودشان را دارند باید ببینیم آنچه را که به ما داده اند آیا خوب از آن استفاده کرده ایم یا نکرده ایم متناسب با آن بالا آمده ایم یا نیامده ایم. ما یک شهری هستیم که مطابق سرشماری سال 75 جمعیت ما 78758 نفر بوده. ده سال بعد سرشماری کرده اند 84663 نفر شده است. علیرغم این جمعیت ، بیشتر از دولت پول می گیریم. اما ملاحظاتی که توصیه می کنم سروران عزیز به آن توجه کنند این است ما به دنبال کار شهرستان و به دنبال سرمایه گذاری در شهرستان بودیم و هستیم و لحظه ای مسائل شهرستان دامغان را رها نکرده ایم. من از دولت های جمهوری اسلامی که در دامغان فعالیت کرده اند تشکر می کنم. من هم مثل شما از بعضی از امور شهرستان گلایه دارم. برخی ها کارشان را کمتر انجام می دهند من هم به آنها تذکر می دهم نظارت می کنم. باید مسئولین استان ، فرمانداری و استانداری هم این کار را بکنند. برادران عزیز! نماینده ای می تواند امور شهرستان خود را به خوبی انجام بدهد که در مجلس موفق باشد اگر قرار است وزیران و معاونان وزیر به امور یک شهری بیشتر توجه کنند اول نگاه می کنند ببینند نماینده آنان در مجلس چه کاره است؟ اگر نماینده آنها نفوذ کلام و قدرت مجلسی اش طوری بود که اگر طرحی مطرح شد و یا لایحه ای مطرح شد موافقت یا مخالفت او 70 تا 80 نفر نماینده را دچار ریزش یا رویش کرد آن وزیر هم حساب خودش را می داند اما نماینده ای که نداند فرق یکی با دو تا چیست فقط خودش باشد ، نفوذ کلام نداشته باشد ، وزیر هم به او توجه نمی کند. بسیاری از وزرا به من گفته اند و به معاونانشان توصیه می کنند که امور شهرستان دامغان را بیشتر رسیدگی بکنید تا نماینده آنها کار مجلسی اش را بهتر انجام دهد بنابراین اگر شهر آباد می خواهید وکیل انتخاب کنید من نمی گویم من را انتخاب کنید وکیل انتخاب کنید اگر وکیل داشتید شهرتان آباد تر است وکیل نداشتید نماینده تان پادویی می شود که از این اتاق به آن اتاق می رود ، تحویلش هم نخواهند گرفت. دوستان عزیز به رای اکثریت احترام بگذارید! ما سی سال در سی انتخابات شرکت کردیم ، این همه آدم انتخاب شده اند. چرا بعضی از شماها از نظر اکثریت می ترسید؟ ما باید به رای مردم احترام بگذاریم. رای مردم در عمل باید مورد احترام باشد نمی شود گفت اگر مردم به ما رای دادند خوبند و اگر ما را نپسندیدند چیز بدی است. این چه وضعی است که بنده با اکثریت 41 درصدی به مجلس هفتم رفتم اما هر موقعی آمدم اینجا نماز بخوانم هر موقعی که آمدم گزارش بدهم یک نفر دو نفر یا چند نفر آمدند و به مردم دامغان از طریق من توهین کردند. من این حرف را به کجا ببرم؟ من از شما مردم صبور عذرخواهی می کنم. شما به خاطر اینکه به من رای داده اید مورد بی حرمتی کسانی قرار گرفتید که رای نداده بودند. باید به رای مردم احترام بگذارید. به خدمتگزاران مردم تهمت نزنید. افترا نزنید غیبت نکنید اینها مواردی است که قرآن گفته است. شما نماز می خوانید ، به جماعت اقتدا می کنید ، به معاد اعتقاد دارید ، اگر شما کسی را نمی پسندید حقتان است بروید فعالیت تبلیغاتی کنید. مردم را اقناع بکنید به کاندیدای موردنظرتان رای بدهند همه ما روی چشم مان احترام می گذاریم ولی چرا گناه می کنید چرا دیگران را به گناه می اندازید ما آمده ایم که مسلمان زندگی کنیم ما نیامده ایم به قدرت برسیم و به خاطر قدرت اسلام را زیر پا بگذاریم ما گفتیم می خواهیم سیاستمان اسلامی بشود اقتصادمان اسلامی بشود این مطالب کجا رفت؟ مردم! قانون گذار انتخاب کنید این هفته زمان انتخاب نماینده مجلس شورای اسلامی است نه نمایندگان عضو شورای شهر. کسانی که می خواهند عضو شوای شهر بشوند بفرمایند در موقعی که انتخابات شورای شهر است تشریف بیاورند صحبت کنند! مردم اگر خواستند آنها را انتخاب می کنند. این قانون اساسی است این خون بهای شهیدان ماست اگر به آن هم کم توجهی می کنید ، این ولیّ فقیه است که می گوید شأن مجلس قانون گذاری است. سروران عزیز! هیچ فردی حتی آقای رئیس جمهور که رئیس اجرایی کشور است نمی تواند در کوتاه مدت همه مشکلات کشور را حل بکند. ریز کردن مشکلات چاره ساز نیست. باید از هر کس مطابق امکانات کشور درخواست داشت. هیچ نماینده ای به تنهایی قادر به حل مشکلات بیکاری و امور دیگر نیست ، مگر سرمایه گذاران ، دولت ، بانک ها و امور دیگر همکاری بکنند. من برای چهارمین بار آمده ام تا تجربه خودم را در قانون گذاری از ملت ایران دریغ نکنم. من در مجلس قانون گذاری به تنهایی در صندلی خودم می نشستم و برای ریاست مجلس کاندیدا می شدم اکثریت 230 نفری مجلس جناب آقای دکتر حداد عادل رئیس محترم مجلس را کاندیدا می کرد من یک نفری خودم ، خودم را کاندیدا می کردم 100 رای من می آوردم 150 رای آن 230 نفر می آوردند. دلیل این بود که در کار قانون گذاری دقت کرده بودم. من نمی خواهم شانه خودم را از زیر بار خدمت به ملتی که شهیدانش رفتند جانبازانش در آسایشگاه ها دارند زجر می کشند مردمش دچار تورم و بیکاری هستند خالی کنم. اما اگر مردمی تشخیص دادند کار دیگری کنند روی قلب خودم می گذارم و می پذیرم. من نمی خواهم عافیت طلب باشم. در مجالس کشورهای پیشرفته این طور است که وکلا و سناتورها بیست سال ، سی سال تجربه دارند. کسی که در قانون گذاری وارد می شود مثل یک جراح حاذقی است که یاد گرفته چطور جراحی بکند. این کار صفر کیلومتری ها نیست. هر چه قدر حاذق تر باشد مبرزتر وارد کار قانون گذاری می شود. من امتنان شما را دارم. سه دوره نماینده شما بودم ، تا قیام قیامت از این جواهر کمیاب که به من دادید پاسداری می کنم. من تلاش کردم نام مردمی را که به من رای دادند در کشور بزرگ کنم. تا عمر دارم چه نماینده باشم و چه نباشم با منافع کسانی که اهل زورگویی هستند با ستم با استبداد با فقر و با تبعیض مبارزه می کنم. من عزت دامغان را برای ایران حفظ می کنم. شما مقاومان در مقابل فشارهای مختلف! این تازگی ندارد دوره اول که آمدم دائم گفتند ایشان ضد ولایت فقیه است! دوره دوم که آمدم گفتند ایشان ولایت فقیه اش خیلی پر رنگ است! دوره سوم که آمدم گفتند برای دامغان کاری نکرده است! دوره چهارم که آمدم دیدم که می گویند چرا جا را برای دیگران تنگ کرده است! مردم در مقابل این امواج وسیع تهمت و غیبت و ناروا مقاومت کردند و در سکوت خودشان و در دلهایی که حرفشان را کتمان کردند و نگفتند ، آنچنان کردند که دلشان می خواست. ما به آن احترام می گذاریم. برای عمران و آبادانی افق بلند مدت را باید نگاه کرد زیربناها را آماده کرده ایم. ما امید خیلی زیادی به آینده داریم. صبور باشید ما تا به حال خیلی خوب آمده ایم زیربناهایمان را ساخته ایم. برادران از میانه راه برنگردید. چشم نگران یک ملت و کشوری متوجه شماست. نگذارید کسانی موجب شوند که بعداً گفته شود؛ دامغان الگوی نمایندگی ملت را منزوی کرد. شما را به اخلاق به متانت به عدالت به تقوای نظری و عملی فرا می خوانم. نگذارید ظلمی که در حق علی (ع) آن عدالت مجسم رفت که وقتی در محراب مسجد کوفه ضربت خورد کسانی گفتند مگر علی نماز هم می خواند در مورد خدمتگزارتان به اینصورت تکرار شود (کسی که خاک پای آن بزرگ هم نیست) که بگویند دامغانی ها در انتخابات مجلس به جای انتخاب وکیل مجلس ، عضو شورای شهر انتخاب کردند. نگذارید بگویند دامغانی ها منفعت ملی را فدای منفعت های شهری کردند و من امیدوارم هرگز این اتفاق نیافتد.

زنده باد نظام جمهوری اسلامی. زنده باد ایران. زنده باد ملت مسلمان ایران. آباد و پر رونق و جاویدان باد شهر دامغان و دامغان تاریخی.

والسلام علیکم و رحمت ا... و برکاته.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 1390/12/03ساعت 23:37  توسط همشهری  | 
برای دانلود آهنگ دامغان شهر من می توانید از لینک زیر استفاده کنید:

نام ترانه: دامغان شهر من

خواننده: مجتبی نادعلیزاده

شاعر: روح الله احمدی

 میکس، مسترینگ و رکورد: علی طباطبایی نسب

حجم دانلود: ۳.۷۲ مگا بایت

لینک غیر مستقیم دانلود

 |+| نوشته شده در  شنبه 1389/07/24ساعت 10:5  توسط همشهری  | 
آلبوم تصاویر هوایی شهر دامغان

 ادامه تصاویر...

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 1389/07/13ساعت 10:1  توسط همشهری  | 

جنگل سیاه خانی در شمال شهرستان دامغان و در کنار جاده دامغان ـ دیباج ـ گلوگاه ـ بهشهر قرار گرفته است. جاده گلوگاه یکی از نزدیکترین راه های ارتباطی بین دامنه های جنوبی و شمالی البرز می باشد که بخشی از آن در محدوده شهرستان دامغان قرار گرفته است. ابتدای جاده گلوگاه در یک کیلومتری شهر دیباج قرار دارد که با شیبی تقریباً تند به سمت بالا ارتفاع می گیرد بخش های ابتدایی جاده آسفالت می باشد اما به دلیل سرمای هوا ، رانش زمین و سایر عوامل دارای کیفیت مطلوبی نیست. جاده با پیچ و خم فراوان از میان تپه ها و کوه هایی که پوشش آنها بوته های کوچک می باشد عبور می کند. در چند نقطه ابتدایی مسیر دو تا چهار چشمه در کنار جاده به چشم می خورد که کمی اطراف جاده را سرسبزتر می کند. بخشی دیگر از جاده که به تازگی بازسازی و عریض گشته است ، موجب شده استفاده از این مسیر بسیار راحت تر انجام بگیرد. قسمت سوم جاده مانند بخش های قبلی زیاد مناسب نیست و به علت بارندگی های زیاد تقریباً آسفالت آن از بین رفته است...

 ادامه مطلب...

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 1389/07/13ساعت 9:55  توسط همشهری  | 

دامغان از دیرباز مهد پرورش شاعران بزرگ و گرانمایه بوده است، شاعرانی که به فرهنگ و ادبیات کشور ما و بلکه جهان خدمات ارزشمند و شایان تقدیری را ارائه نموده اند. بر صدر فهرست اسامی شعرای دامغانی نام حکیم منوچهری دامغانی می درخشد همو که سبکی به نامش ثبت گشته و همواره نام بلندش بر قله های رفیع ادب پارسی می درخشد. پیشتر از آن روز تا به امروز همچنان چرخ ادب در حرکت است و اختران زیادی را بر اوج آسمانش می نشاند تا از روشنی آنان، راه بر ادب دوستان و هنر پروران، پرنور و درخشان باشد. در عصر معاصر نیز اگرچه حجاب معاصرت باعث شده است تا برخی شعرای ممتاز به قدر توانایی و فرهیختگی شان مورد تجلیل درخوری واقع نشوند ولی گاه گاهی سببی فراهم می آید تا ستاره اقبال ادب دوستان طلوع کند و در گوشه ای از افلاک، چشم به تماشای آثار گرانبهایی از عصاره هویت ملی ما که شعر و ادبیات است بگشایند. پاسداشت این ارزش های میهنی پاسداشت مقام والای آنانی است که رنج بسیاری بردند تا گنج زنده نمودن پارسیان را به کف آورند. حالیا بر همگان فرض است تا فرصت باقیست، دست بر گنجینه ادب این دیار برند و گوهری از کنج عزلتی بیابند و زرشناسان را به صیانت از منزلت واقعی آن، هادی شوند.

 ادامه مطلب...

 |+| نوشته شده در  شنبه 1389/06/27ساعت 10:41  توسط همشهری  | 

 ستاندار سمنان در گفتگو با شبكه خبر شمار تلفات این حادثه را 3 نفر اعلام كرد و گفت: از 40 نفر مصدوم زمین لرزه، 20 نفر در بیمارستان بستری و  20 نفر نیز مداوا و مرخص شدند.
 رهی افزود: كشته شدگان این زمین لزره، یك كودك دو ساله ، یك كودك 4 ساله و پیرزنی هستند.
 وی گفت: روستای كوه زر از توابع دامغان با هزار نفر جمعیت بیشترین خسارت را در این زمین لرزه دید كه خسارات وارده بین 30 تا 100 درصد گزارش شده است.
 استاندار سمنان همچنین اظهار داشت : 15 روستای دیگر در این زمین لرزه خسارات جزئی دیدند.
 رهی با بیان اینكه امدادرسانی به زلزله زدگان نیم ساعت پس از زمین لرزه آغاز شد، افزود: امدادرسانی اكنون نیز ادامه دارد .

 ادامه مطلب...

 |+| نوشته شده در  شنبه 1389/06/06ساعت 10:58  توسط همشهری  | 

مرحوم حضرت حجت الاسلام شیخ محمد رازی (1378 ـ 1300ش) که صاحب تالیفات فراوانی می باشد در رمضان المبارک سال 1369ق از سوی آیت الله العظمی حاج سید میرزا آقا ترابی (ره) به دامغان دعوت گردید و مقرر شد که پس از نماز ظهر در مسجد جامع منبر برود. طبق آنچه که در دو کتاب از تالیفات مرحوم رازی آمده است در روز هفدهم رمضان داستانی عجیب برای او اتفاق می افتد که بعدها مرحوم آیت الله العظمی سید یونس اردبیلی در مجالس خود بسیار از آن یاد کرد. قبل از ورود به آن حکایت ، جای دارد یادی شود از مرحوم حاج نصرالله شهابی که از فرهنگیان متعبد و متهجد دامغان بود و عمر با برکت خود را عارفانه و عاشقانه در عشق به اهل بیت عصمت و طهارت ، خصوصاً حضرت بقیۀ الله الاعظم ارواحناه فداه گذراند روحش شاد. این قضیه که در کتاب گنجینه دانشمندان ( ج5/ص107 ) و کتاب کرامات صالحین (ص 172) با اندکی تغییر آمده را با قلم او می خوانیم که خالی از لطف نیست: «یادم نمی رود که روز هفدهم ماه مبارک رمضان بود و سخن در معنویات که ناگاه صدای تلاوت دلنواز و دلنشین قرآن به گوش رسید که در آنجا بی سابقه بود، به مرحوم آیت الله ترابی و میزبانم آقای شهابی که از فرهنگیان متدین و با معنویت بود گفتم: صدای تلاوت را می شنوید؟

 ادامه مطلب...

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 1389/06/04ساعت 10:45  توسط همشهری  | 

ناصر غلامرضائي خوري در كتابي كه نامش را «سرداري از قاجار» گذاشته به زعم خود به جمع آوري نكته هائي از زندگي امير اعظم  پرداخته است. اين كتاب كه تاريخ انتشارش معلوم نيست توسط انتشارات كسري به چاپ رسيده است. نويسنده كه اگر الان در قيد حيات باشد بايد نزديك به 87 سال داشته باشد در مقدمه كتابش داستاني را نقل مي كند كه اوضاع نا امني دامغان و منطقه كوير را در جنگ جهاني دوم نشان مي دهد. اين خاطره خواندني در سال 1321 شمسي يعني زماني كه راوي 19 سال بيشتر نداشته است برايش اتفاق افتاده كه خواندنش خالي از لطف نيست:

«سال 1321 شمسي با پيك پست همراه قافله شترداران كوير جندق (كوير حسينيان ) مي خواستم به دامغان بروم، جنگ بين الملل دوم بود و اوضاع ايران و جهان شلوغ و هرج و مرج، چند فرسخي به آخر كوير مانده برف شروع به باريدن كرد، هوا سرد بود ، نسيم جانگزاي كوير پوست از صورت مي برد شترها به زمين مي افتادند ، چون كوير لغزنده شده بود هرگاه شتري به زمين مي خورد فرياد يا حضرت عباس همه بلند مي شد، رفقا جمع مي شدند تا به شتر و صاحبش كمك كنند با آنكه دستها از سرما كلخ (كرخ) شده بود به هر قيمت بود بايستي بار افتاده را بار كرد و پيرمردان سفر كرده كار كشته همه رفقا را به كمك مي خواندند، مگر انسانيت و جوانمردي روستائي اجازه مي داد يك لحظه رفيق را تنها گذاشت، خلق و خوي بياباني دور از مروت مي دانست كه دست از دوست برداري. به هر جان كندني بود از كتل حسينيان بالا رفتيم و پيش از اذان صبح به روستاي معلمان رسيديم و بار از گرده شترها ريخته شد، پيك پست گفت لنگه هاي بار را روي هم بچينيم و در پناهش بخوابيم و آتش روشن نكنيم، مگر مي شد از سر شب تا صبح زير برف و باران پياده رفت حالا هم كه به منزل رسيدي آتشي الو نكني. به محض اينكه آتش روشن شد گلوله سه تير آن را پخش و پلا كرد و مانند ژاله باران گلوله به اطراف ما باريدن گرفت. هر كسي از ترس جان در آن هواي نيمه تاريك كه سنگ از سرما مي تركيد پناهي گرفته بود و ياراي جنبيدن نداشت اما صداي سه تير قطع نمي شد. ستيغ آفتاب ، مرد قوي هيكلي كه سر تا پا غرق اسلحه بود آمد، آنچه بدردش مي خورد از قافله غارت كرد و رفت و گفت اگر به دامغان رفتيد و شكايت كرديد همه را در برگشتن مي كشم. خلاصه شبي گذشت و بسيار بد گذشت ، اينجا بود كه قافله ياد امير اعظم مي كردند و مي گفتند: «خدا بيامرزدت كه چه خوب امنيت را در خطه شاهرود و سمنان و دامغان بر قرار كرده بودي ، كسي جرات جسارت به قافله را در اين حدود نداشت.»

منبع: وبلاگ دامغان نامه

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 1389/04/16ساعت 10:25  توسط همشهری  | 

درست روبروی کارخانه ابزار مهدی دامغان و در سمت شمالی جاده تهران ـ مشهد، جاده ای خاکی به صورت مارپیچ از مسیر اصلی جدا شده و راه خود را به سمت رشته کوه های البرز ادامه می دهد. به نظر می رسد این جاده به جایی ختم نشود به همین دلیل کمتر مورد توجه مسافران و حتی دامغانی ها قرار می گیرد. اما عبور از یک دشت سرسبز ـ البته در فصل بهار و تقریباً اوایل تابستان ـ شما را تا پای منطقه ای خوش آب و هوا و معتدل راهنمایی می کند که از گذشته های دور به "گیو تنگه" مشهور بوده است. جاده، خاکی و پر پیچ و خم و در برخی نقاط سنگلاخ می باشد و سخترین نقاط عبوری آن در مکان هایی است که جاده و بستر رودخانه فصلی همدیگر را قطع می کند. به هر حال با کمی احتیاط می توانید از آن عبور کنید. اولین سرسبزی که در قسمت شرقی جاده دیده می شود مربوط به باغ بزرگی است که با دیوارهای بلندی محصور شده است. به ناگهان طبیعت تغییر چهره می دهد و دشت پوشیده شده از گیاهان و بوته های کوچک جای خود را به درختان سر به فلک کشیده و انبوهی می دهد که در مسیر دره ای منتهی به کوه ها و صخره های شمالی منطقه ادامه پیدا می کند. اکثر درختان این منطقه را درخت گردو و سیب تشکیل می دهد. جاده این دره را به دو بخش تقسیم کرده است بخش غربی آن که سرسبز و پوشیده از درخت است و بخش شرقی کوه ها و تپه های کم ارتفاعی که پوشیده از بوته های کوچک است. درختان گردو در بخش غربی دره با ترتیب و فاصله خاصی کنار هم کاشته شده است به گونه ای که مانند جنگل های شمال نور آفتاب کمتر مسیری را برای عبور و رسیدن به سطح زمین پیدا می کند. 

 ادامه مطلب... 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 1389/04/09ساعت 17:51  توسط همشهری  | 

 بزرگترین ساعت آفتابی خاورمیانه در شهر دامغان طراحی و در دانشگاه آزاد اسلامی این شهر نصب گردید. ناظر فنی این ساعت در گفتگویی اختصاصی با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی تاریخانه گفت: این ساعت که از نوع ترکیبی افقی قطبی است به عنوان بزرگترین ساعت آفتابی ایران و خاورمیانه منحصر به فرد می باشد. شمارگان بخش افقی این ساعت بر روی یک رینگ و بر روی سنگ هایی حک شده است و شمارگان قطبی آن که همانند یک ساعت مچی است بر روی یک پنل قرار گرفته است. مهندس محمود خوشنویسان، دقت این ساعت را کمتر از سه دقیقه دانست و اضافه نمود: دقیق بودن یک از ویژگی های خاص ساعت آفتابی دامغان محسوب می شود زیرا در دنیا دقت ساعت های آفتابی بین سه تا پنج دقیقه می باشد.  این استاد برجسته نجوم، ویژگی های ظاهری ساعت آفتابی دامغان را بدین شرح اعلام داشت: قطر صفحه شمارگان ۱۰/۴۹ متر ـ ارتفاع شاخص 6 متر ـ طول شاخص 06/9 متر ـ عرض ساعت 8 متر. همچنین از دیگر ویژگی های این ساعت می توان به طراحی آن اشاره نمود که تلفیقی از مدرنیته و سنت می باشد، یعنی هنر معماری ایرانی اسلامی به همراه گره های چینی که در طراحی ساعت آفتابی دامغان به کار رفته است.

 ادامه مطلب...

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 1389/04/03ساعت 19:36  توسط همشهری  | 
دامغان، شهر خاطرات تلخ و شیرین ساکنان سالیان آنست که هر گوشه اش یادآور حرفهای گفته و ناگفته بسیاری از روزهائیست که بر آن گذشته، آنچنان که نویسنده توانا مرحوم مسعود یاسائی، این دلنوشته ها از زادگاهش را به زیور طبع آراسته و در قالب شعری زیبا، سالها پیشتر سروده که با هم آنرا مرور می نماییم. از خداوند متعال برای مرحوم یاسائی و پدر فرهیخته اش، غفران الهی را خواستاریم.

دوست دارم دامغانم را...

دامغان مسکن دلیران است به گمانی کنام شیران است (1)
یک زمان پایتخت ایران بود زین سبب جزء نامداران است (2)
تا به صد داشت راه های فراخ لیکن امروز توس و تهران است (3)
با شتر تا به جندق و نائین روی استر به شهر گرگان
چهار راه تجارت قومس شاهراه حریر و نوغان است (4)
بندر گز نشانی از گزن است ره اگر بود خوب و ارزان است
بده بستان آن فراوان بود آنچه مانده است چیزی از آن است

                                 ******

چند آبادی از کیان دارد طاق و بغ رومنان و مایان است (6)
کوی زون مرکزی ز آتش بود در پس ورکیان و شامان است (7)
ورکیان یک دژ کیان بوده همچو کوشک مغان به سمنان است
چشمه علی آن بود معروف  آب آن چون عقیق رخشان است (8)
باطل است اینکه باد را گویند فضله در چشمه سار بادخان است (9)
انقلاب هوای بحرخزر باعث باد تند دامغان است
باد سردی به قامت شب و روز گاه تا هفته ها غریوان است
باد توفنده خصم دار بلند در تمام فصول غرّان است
میوه هایش دو گانه می باشد هم کویری و هم کهستان است
سیه انجیر آن نظیرش نیست چرب و نرم و لطیف و چسبان است
شاه قاجار ناصرالدین شاه کرده وصفش که مایه جان است (10)
پسته هایش لذیذ و زورآور چون دهان عروس خندان است
هرکه انجیر و پسته اش نخورد تو بدان تا ابد پشیمان است
همه انگورهای آن عالی است زان میان شصتی عروسان است (11)
سیه آلوی آن بود بی تا در مثل مایه اش غلامان است (12)
سبک مهمانسراش اسلامی است عیب آن هم کف خیابان است
چهل دختران ز عصر اسلام است تپه حصار زعهد ساسان است
از قدیمی ترین مساجد آن گرچه تاریک هست تابان است
مسجد جامع و شبستانهاش اثری معتبر ز ایمان است
افسری بهروان مرمت کرد مسجد شرق آن که شایان است (13)
غرب آن هم دوباره سازی شد همت اهل دین دوچندان است (14)
سجده گاهی به نام زیرزمین بانیش یک تن از وزیران است (15)
موسوی مدرسه، مطلب خان مصدر واعظ و سخنران است
فتحعلی بیک، مرکز طلاب تالیش در قم و صفاهان است (16)
مسجد عالمی به نام امیر مکتب اهل دین و قرآن است (17)

ادامه مطلب...

 |+| نوشته شده در  شنبه 1389/03/29ساعت 20:41  توسط همشهری  | 

رشم نام یکی از روستاهای زیبا و منحصر بفرد دامغان و شاید ایران است با خصوصیاتی که درکمتر مکانی در ایران مشابه آن یافت می شود. این روستا در دیواره ی ورودی به کویرمرکزی ایران از طرف دامغان به جندق است. کنار جاده دامغان به جندق درسمت چپ آن روستایی زیبا با دوچشمه آب قرار دارد که برای مسافران تفتیده از کویرخشک نعمتی بی بدیل است.
وقتی از گرما و خشکی کشنده ی کویر از طرف جندق به دامغان به این روستا می رسیم گویی وارد بهشت می شویم . هوایی خنک، آب فراوان و مردمانی مهربان. خصوصیات خوب روستای کویری رشم به این ها که ذکر کردیم ختم نمی شود. اوج شکوه و عظمت آن وجود سنگ نگاره هایی است در دامنه کوه های مرتفع شمال غربی آن. نقش هایی که در جای جای ایران تکرار شده اند و دراین دیار کویری همچون دیگر نقاط ایران وجود دارند. در دامنه شرقی یکی از مرتفع ترین کوه های منطقه بنام  کوه دختران یا چهل دختران در نقطه آغازین ظهور آب برسنگ های سخت، نقش های متعددی از بزکوهی (نماد آب خواهی) در دیار خشک  حکاکی شده اند. اگرچه تعداد آنها کم و معدود است ولی ارزش و پیام ملی آنها بسیار فراوان است. ازمهم ترین ارزش هایی است که ما به دنبال آنها هستیم.

 ادامه مطلب...

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1389/03/17ساعت 11:21  توسط همشهری  | 

لطمه و خرابی ناشی از تهاجمات تیمور به دامغان بسیار گزارش شده است. ظاهراً رزم امیرولی با تیمور در دامغان و یا حوالی آن صورت پذیرفت و بنا به برخی روایات، تیمور در یکی از یورشها بسیاری از اهالی دامغان را به قتل رسانید و قسمتی از شهر را به ویرانی کشید. یزدی از هجوم دیگر تیمور به این شهر اخباری به دست می دهد. این یورش که به منظور تنبیه ترکمانان (تاتاران) صورت گرفت، با غلبه تیمور خاتمه یافت و شورشیان و احتمالاً جمعی از اهالی دامغان قتل عام شدند و از سر آنها مناره ها ساختند. کلاویخو، در همین دوران، مناظر وحشتناک را این چنین وصف می کند: «در بیرون دامغان به فاصله یک تیرپرتاب دو برج دیدیم که بلندی آن به قدر یک سنگ پرتاب بود و هر دوی آنها با استخوان سر انسان ساخته شده بود. در کنار آنها دو برج دیگر نظیر دو برج اول قرار داشت که اینک به ویرانی افتاده بود. این جمجمه ها متعلق به تاتارهای آق قویونلو که از مردم سرزمین آسیای صغیر و مرز سوریه بودند. تیمور پس از گرفتن سیواس، چون به سوی دمشق راند. این مردم با تیمور به جنگ پرداختند و همگی گرفتار شدند. پس تیمور این ایل را به حوالی دامغان کوچ داد که در آن پیرامون هیچ کسی سکنا نداشت. پس همه آنها با خانواده های خود در این حدود گرد آمدند و به همان شیوه سابق به زندگی چادرنشینی پرداختند. سپس آرزوی برگشت به میهن در آنها پیدا شد، پس ابتدا دست به غارت و تهاجم آبادیهای آن حدود زدند و از دامغان به سوی مغرب، در سوریه به راه افتادند. اتفاقاً تیمور با لشکریان خویش در آن پیرامون به دامغان آمد و بر ایل آق قویونلو تاخت و گروهی کثیر از آنها را از دم تیغ گذرانید و سپس فرمان داد که این چهار برج را از سر آنها بسازند. چنانکه یک طبقه استخوان سر بین دو طبقه گل گذاشتند و به این طریق گفته شد که تقریباً 60 هزار تن از آنان را کشتند. مردم دامغان برای من نقل می کردند که غالباً شعله هایی شبیه چراغ بر فراز برجها دیده می شود.»  به استناد ظهیرالدین مرعشی ظاهراً در زمان جانشین تیمور یعنی شاهرخ میرزا «ملک کیومرث از ملوک گاوباره رویان و رستمدار در سمنان و دامغان نفوذی به هم رساند» و همین ملوک نیز در رواج مذهب تشیع قبل از صفویه در این حدود موثر بوده اند.

منبع: سایت فارسی تاریخانه

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/27ساعت 20:31  توسط همشهری  | 

 اشاره: عارف رازدار، معروف روح و جان، مصاحب روح الله، حضرت مستطاب اجل خيرالحاج ميرزا علی اكبر معلم دامغانی (طاب ثراه) از جمله یگانگان عصر ماست که سالها باید بگذرد تا مانند او پا به عرصه هستی گذارد. او در زمره مردانی بود که پرده های وهم و گمان را از پیش روی برداشتند و به فیض حقیقت نائل شدند. اگر چه بسیاری به شناخت آنان در زمان حیاتشان راهی نبردند و آنچنان که شایسته آنند درباره کراماتشان سخنی به میان نیامد ولی همین اندک آشنایی ما با ایشان نیز مغتنم است و راهی به سوی واقعیات بر تشنگان حقایق می گشاید. ما با استعانت از خداوند متعال و مدد گرفتن از روح بلند آن غواص اقیانوس معارف الهی، به بیان گوشه ای از زندگانی آیت الحق مرحوم معلم دامغانی (رضوان الله تعالی علیه) می پردازیم تا شاید قدری از انوار خورشید تابناک وجود او در این شب ظلمانی بشر بر زائران کویش آشکار گردد و ما را به چشمه زلال علوم اهل بیت عصمت و طهارت (ع) رهنمون سازد.

آفتاب آمد دلیل آفتاب...

مرحوم میرزا علی اکبر معلم سال 1282 هجری شمسی در بیت شریفی که به علم و فقاهت و فضیلت مشهورند، دیده بر این سرای فانی گشود و در غروب غمبار سی امین روز از آبانماه 1376 هجری شمسی چشم از جهان فروبست و روح آسمانی اش به ملکوت اعلی پیوست.

در زندگی بهاری او هشتاد و چهار بهار به یادگار مانده است که هر لحظه آن شامل درسهایی گرانبها از عمر بابرکت فرزانه مردیست که به راههای آسمان آشناتر از راههای زمین بود و می دید آنچرا که بسیاری از نظاره آن عاجز بودند و می شنید آنچرا که دیگری نمی شنید.

پدر بزرگوارش مرحوم حجت الاسلام میرزا محمد معلم دامغانی از روحانیون با تقوا و اهل معنای منطقه بود. میرزا علی اکبر معلم، مقدمات علوم مذهبی را در پیشگاه پدر فرا گرفت و با هدف تکمیل آموزهای خویش جهت ادامه تحصیل به مشهدالرضا (ع) عزیمت نمود و خوشه چین خرمن دانش و بینش اساتید معظم آن سامان گشت. پس از چندی راهی قم شد و آن شهر را برای اقامت برگزید تا همجوار با حرم نورانی کریمه اهل بیت (س)، روح تشنه و کمال جوی وی را سیراب و به دریای بیکران معنویت پیوند دهد. طیّ این ایام، معلم در درس خارج فقه و اصول موسس کبیر حوزه مقدسه قم آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی (ره) شرکت می کرد و همزمان مراتب علوم باطن و معارف قرآنی را از روحانی زاهد مرحوم آیت الله حاج شیخ علی اکبر الهیان و استاد مبرز عرفان، سید الانام مرحوم آیت الله میرزا محمد علی شاه آبادی فرا گرفت. سی سالگی میرزا علی اکبر معلم دامغانی مصادف است با تشرف او به حلقه تدریس عالم ربانی و فقیه صمدانی آیت الله موسی زرآبادی (رض) که در شهر قزوین به تربیت شاگردانی برجسته می پرداخت و راهنمای آنان در مسیر سیر آفاق و انفس بود.

ادامه مطلب  بخش اول و  بخش دوم و  بخش سوم

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1389/01/30ساعت 11:6  توسط همشهری  | 

اشاره: دامغان در سالی که گذشت، روزهای متفاوتی را پشت سر نهاد. روزهایی که تاریخ شهر ما را رقم می زنند و هر یک دارای محتوایی هستند که تلخی یا شیرینی آن برای سال ها باقی می ماند. در این بخش به انتشار برخی از این رویدادها می پردازیم و امیدواریم تا در سال جاری، خبرهای خوشحال کننده بیشتری برای دامغانی ها داشته باشیم. نخستین بخش از این مطالب را مرور می نماییم:

برگزاری جشنواره سنتی گل غلتان در امیریه دامغان

دهم و یازدهم اردیبهشت ماه 88 در امیریه جشنواره ای برگزار شد که توجه رسانه ها را به خود جلب کرد. جشنواره گل غلتان اقدامی ابتکاری بود که از سنتی قدیمی در منطقه امیر آباد دامغان نشأت می گرفت. طی این جشنواره تعداد زیادی از نوزادان زیر یک سال در آئینی قدیمی و با هدف شادابی و طراوت بیشتر آنان در بین گلبرگ های گل های محمدی غلتانده شدند.

قریب به هشتاد درصد مردم دامغان به دکتر احمدی نژاد رأی دادند

دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در دامغان نیز به حماسه ای تاریخی مبدل گشت. در این دوره از انتخابات، دکتر محمود احمدی نژاد از مجموع 57 هزار و 678 رأی مأخوذه با کسب 46 هزار و 39 رأی موفق شد تا قریب به 80 درصد آراء مردم دامغان را به خود اختصاص دهد.

انتصاب سرپرست جدید اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی دامغان

خرداد ماه 88 خبری انتشار یافت مبنی بر اینکه آقای ابوالفضل صادقی نژاد به سمت سرپرست اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی دامغان منصوب شد. وی پیش از تصدی مسئولیت این اداره به عنوان کارمند تالار وحدت تهران و استاد موسیقی سنتی به امر تدریس در مراکز آموزشی اشتغال داشت. این خبر در میان اصحاب فرهنگ و هنر مورد توجه قرار گرفت.

ادامه در تاریخانه

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 1389/01/22ساعت 9:3  توسط همشهری  | 

اشاره: "12 سال 12 نکته" نام مجموعه ای ارزشمند از یادداشت های عالمانه جناب آقای دکتر سبحانی نماینده سابق مردم دامغان در مجلس شورای اسلامی پیرامون مسائل مختلف شهرستان و کشور است که در سال 1386 و با عنوان «وب نوشت» در پایگاه اطلاع رسانی تاریخانه انتشار یافت. یکی از موضوعاتی که آقای دکتر سبحانی در این مجموعه نگاشتند مربوط می شود به پیشنهاد کارشناسانه ایشان درباره تغییر عنوان "سیمای سمنان" به "سیمای قومس" که با هم به مرور آن می پردازیم:

هر چند کم ولی گاهی اوقات فرصتی دست می دهد و شبکه تلویزیونی استان سمنان را تماشا می کنم. دوستان بسیاری برای تولید برنامه های خوب و متنوع و آموختنی آن تلاش می کنند و انصافاً هم با در نظر گرفتن سابقه و امکانات در اختیار شبکه برنامه های خوب و قابل اعتنایی تهیه و پخش می گردد و جا دارد که در همین جا از همه مدیران و دست اندرکاران و تولید کنندگان و برنامه ریزان و... در سطوح مختلف بخاطر نوع خدماتشان به مردم استان تشکر و قدردانی کنم. در ارتباط با شبکه تلویزیونی استان سمنان نکته ای در ذهن من وجود دارد که مربوط به نام این شبکه می شود و آن هم این بیان است که چون با توجه به رسالت ها و ماموریت های شبکه های استانی سیما قرار بر آن است که برنامه هایی از مناطق مختلف استان تهیه و پخش گردد و همچنین بنحوی عمل شود که فرهنگ و آداب و رسوم و نظام های اجتماعی ـ اقتصادی و... مردم همه مناطق بنحوی و با تناسبی در این شبکه ها متبلور گردد. تحقیقاً مناسب خواهد بود چنانچه نام این شبکه هم بنحوی طراحی و عملیاتی شود که همین رسالت ها را در خود نشان بدهد و بعبارت دیگر عنوان و اسم ، با محتوی و مضمون سنخیت داشته باشد و سازگار باشد.

ادامه مطلب را در   سایت فارسی دامغان بخوانید...

 |+| نوشته شده در  شنبه 1388/12/15ساعت 11:59  توسط همشهری  | 

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، تحولات چشمگیر علمی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در شهرستان دامغان به وقوع پیوست. نخستین گامها برای تحقق این تغییرات مثبت در همان سالهای اولیه پیروزی نهضت با تشکیل نهادهای انقلابی برداشته شد. تأسیس جهاد سازندگی به فرمان حضرت امام (ره) و دیگر بنیادها و نهادهای مردمی و دولتی در شتاب بخشیدن به روند محرومیت زدایی و افزایش رفاه عمومی نقش بسزایی را ایفاء نمود. این سالها مصادف شد با شکل گیری مجلس شورای اسلامی و انتخاب نمایندگان واقعی مردم...

ادامه مطلب را در  اینجا بخوانید

 |+| نوشته شده در  جمعه 1388/11/30ساعت 18:13  توسط همشهری  | 

متن کامل ویژه نامه فروغ فقاهت در نکوداشت مرحوم حضرت آیت الله خدایی در سایت چهره های ماندگار دامغانی منتشر شده است. تمامی ۶۰ صفحه مطلب این نشریه به صورتی الکترونیکی در اختیار کاربران قرار گرفته است عناوین مطالب آن بدین شرح است:

اجازه نامه ی آیت ا... العظمی سید ابوالحسن اصفهانی به آیت ا... خدائی

زندگینامه خودنوشت آیت ا... خدائی (ره)

یادی از استاد فرزانه (حجت الاسلام و المسلمین سید محمود ترابی)

او مهربان بود و متواضع... (گفتگو با آیت ا... سید محمد شاهچراغی)

فقیه عالیقدر (آیت ا... خدائی از نگاه آیت ا... نصیری سمنانی)

 درسهایی از زندگانی آیت ا... خدائی (حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد ترابی)

کیمیای محبّت (استاد حاج حسین معلّم دامغانی)

آیت ا... خدائی دامغانی و کتابت آثار میرزای اصفهانی (سید سعید شاهچراغی)

بررسی خاستگاه فقهی و اخلاقی مرحوم آیت ا... خدائی (شهاب الدین بنائیان)

نگاهی گذرا به شخصیت علمی و اخلاقی استاد خدائی (حجت الاسلام و المسلمین حسن امینیان)

شرحی بر احوالات اساتید و شاگردان آیت ا... خدائی

 یاد ماندگار (نقل خاطراتی پیرامون حیات تابناک حضرت آیت ا... خدائی)

آیت ا... خدائی از نگاه شاگردان ایشان

تصاویری از دست خط آیت ا... محمد رضا خدائی دامغانی

سخن آخر

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 1388/10/27ساعت 10:42  توسط همشهری  | 

 اغلب سياحان و جغرافيدانانی که به ايالت قومس سفر نموده و از دامغان عبور نموده اند از بادهای سخت و شديد دامغان سخن به ميان آورده اند از جمله کلاويخو جهانگرد معروف اسپانيايي که در سال 806 هجری برای حضور در دربار تيمور از دامغان گذشت چنين می نويسد: «يکفرسخ به اين شهر مانده با آنکه آنروز هوا کاملاً خوب بود باد شديد و سردی وزيدن گرفت چون سرانجام به دامغان رسيديم علت اين باد هراسناک را پرسيديم و گفتند در کوه بزرگی که نزديک شهر است چشمه ای است که اگر پرنده ای يا جانور آلوده ای به آن بيفتد باد بی درنگ و با شدت شروع به وزيدن می کند و اين باد فرو نمی نشيند مگر پس از آنکه آن آلودگی از چشمه دور شود در نتيجه فردای آن روز ورود ما گروهی از مردان شهر با تير و قلاب به کنار چشمه رفتند تا آنرا پاک کنند پس از آن ناگهان باد ايستاد.»  بخاطر آشفتگی دائمی هوا در دامغان موجب پيدايي باورهايي در باب چشمه بادخان شده است، بطوريکه صاحب تحفة الغرايب گويد: «در حدود دامغان دهی است که آن را کهن گويند و بدان ده چشمه ايست او را بادخانی گويند چون مردم ده خواهند که باد جهد، وقتی خرمن کوبی حيض بستانند و در اين چشمه اندازند هوا در حرکت آيد و هر که از آن بخورد شکمش منتفح گردد و اگر از آن چيزی برگيرند چون از آنجا مفارقت کنند سنگ شوند.

ادامه مطلب در  اینجا

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 1388/10/20ساعت 10:55  توسط همشهری  | 

در حدود 200 متری جنوب غربی تپه حصار بقایای بنایی از دوره ساسانی یافت شد که اشمیت آن را کاخی از این دوره می داند. متاسفانه امروزه از این بنا جز چند پاره دیوار و بقایای تکه تکه شده کف گچی آن بر جا نمانده است. این بنا متشکل است از یک تالار ستوندار ، یک اتاق اصلی در پشت تالار ، یک فضای باز جلوی تالار ، و دست کم چهار اتاق در شمال و غرب اتاق اصلی است. (تصویر 1) مصالح ساخت بنا از خشت و تزیینات آن عمدتاً گچبری بود ، اما تکه هایی از نقاشی دیواری نیز به دست آمد. (تصویر 2) ضخامت برخی دیوارها تا 3 متر می رسد ولی بیشتر دیوارها دارای ضخامت 1 تا 1/4 متراند. کف تمام بخش های این بنا دارای اندودگچی است. ستون های تالار در بخش های پایین (تا 25 سانتی متر بالای کف) دارای اندود ساده گچی و بالای آن دارای تزیینات گچبری و قطر آنها حدود 1/75 متر بود. (تصویر 3 و 4) تزیینات گچبری نه تنها بر روی ستون ها دیده می شود بلکه به شکل پلاک هایی نیز در این بنا وجود داشته. این پلاک ها دارای تزییناتی به شکل نیم تنه انسان ، بز کوهی ، گراز ، آهو و اشکال نمادین است. (تصویر 5) اشمیت این بنا را بر اساس کشف سکه ای مربوط به قباد اول (521-488 م) ، مربوط به زمامداری این پادشاه می داند.

علاقمندان می توانند تصاویر برخی از آثار کشف شده را در  اینجا مشاهده نمایند.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1388/10/07ساعت 18:32  توسط همشهری  | 

لطفاً طبق مصاحبه های معمول ابتدا مختصری از شرح حال خویش بیان فرمایید. مشتمل بر تحصیلات، محل تولد، فرزندان، خانواده و شغل و...

به نام خداوند جان و خرد؛ در ابتدای سخن لازم می دانم از اولیای گرامی فصل نامه «فرهنگ قومس» سپاسگزاری ویژه داشته باشم، از اینکه چنین امکاناتی را فراهم آورده اند تا این بنده هیچ نیرزنده، بدینوسیله ابراز وجود نمایم؛ و امیدوارم ایزد متعال مرا از خودستایی مصون بدارد؛ و آنچه را بیان می کنم مفید فایده باشد و اتلاف وقت خوانندگان ارجمند را موجب نگردد.بهرحال حقیر در هشتم مرداد ماه 1323 شمسی در محله «خوریا» در شهر دامغان در خانواده ای متوسط متولد شدم پدرم، شادروان «محمد علی نجاتی» از کسبه مشهور بازار دامغان و مادرم، مرحومه «مدینه علی زرگری» زنی با تقوی و پرهیزکار که به علوم قرآنی و احکام اسلامی مسلط بود و نیز با طب سنتی و استفاده از گیاهان دارویی آشنایی داشت؛ و در این موارد مشاور و مرجعی برای همسایگان و دوستان و خویشاوندان بود. بنده تحصیلات ابتدایی را در خرداد 1336 در دامغان به پایان رساندم و به علت عدم تمکن مالی، ترک تحصیل کرده و به مشاغل آزاد روی آوردم و تا چند سال به آهنگری، نجاری، کفاشی و در نهایت آرایشگری مشغول شدم و ضمناً با شرکت در کلاسهای شبانه و اخذ مدرک دیپلم در تیرماه 1347 در بانک سپه استخدام شدم و در حین خدمت، دوره های بانکداری و مدیریت را تا سطح لیسانس طی کردم و در بانک نیز مشاغل مختلف تا مسئول شعبه را داشته ام و پس از 32 سال خدمت در مرداد ماه 1379 به افتخار بازنشستگی نایل گردیدم و در حال حاضر به نمایندگی شرکت سهامی بیمه ایران با کد 8918 در شهرستان گنبد کاوس مشغول هستم. در سال 1352 ازدواج کردم و چهار فرزند، سه دختر و یک پسر، دارم پس از کار و مسئولیت روزانه و رسیدگی به امور خانواده، اوقات فراغت را به مطالعه و تحقیق سپری می کنم و با لطف خداوند کریم از زندگی خود راضی هستم.

ادامه مطلب در:  سایت چهره های ماندگار دامغان

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 1388/10/03ساعت 10:47  توسط همشهری  | 

به گزارش روابط عمومی کانون جوانان تاریخانه؛ هفتاد و ششمین شماره از نشریات نگاه جوان با عنوان «فروغ فقاهت» در تجلیل از مقام شامخ فقهی و اخلاقی مرحوم آیت الله حاج شیخ محمدرضا خدائی دامغانی (ره) انتشار یافت. در این ویژه نامه مقالات و مصاحبه هایی از حضرت آیات و حجج اسلام آقایان سید محمد شاهچراغی ـ سید محمود ترابی ـ شیخ محمد تقی نصیری سمنانی ـ شیخ محمد ترابی ـ شیخ حسن امینیان ـ سید محمد شمسی پور ـ سید محمد سجادی نژاد ـ شیخ احمد فوادیان ـ شیخ مهدی طاهریان ـ سید عبدا... مجیدی ـ شیخ ابوالقاسم عالمی و سید مقیم محمودی فر به زیور طبع و نشر آراسته شده است. از دیگر مطالب این نشریه می توان به نوشتارهایی از آقایان استاد حسین معلم دامغانی ـ سید سعید شاهچراغی ـ استاد رضا داوری ـ محمدرضا حاجی پروانه ـ شهاب الدین بنائیان و... اشاره نمود. لازم به توضیح است که نشریه فروغ فقاهت در 60 صفحه و با هدف نکوداشت مرحوم آیت الله خدائی یکی از مفاخر فرهنگی و مذهبی شهرستان دامغان منتشر گردید.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی تاریخانه

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 1388/09/26ساعت 11:28  توسط همشهری  | 

 گرچه در سال 654 ضمن تسلیم خورشاه و تصرف قلاع الموت و میمون دژ، گردکوه نیز با وجود مقاومتی سه ساله به تسخیر مغولان درآمد، ولی بار دیگر، 40 سال بعد همزمان با غازان خان از گردکوه و دامغان اخباری می رسد که نقل جوینی را در مورد خرابی خصار و باروی دامغان تایید می کند. غازان که به نوشته حافظ ابرو، در زمان پدر مامور اداره خراسان و طوس بود در دوره ایلخانی نیز در وقایع این سامان دخالت داشته است. در تاریخ مبارک غازانی می خوانیم:«غازان چون به بسطام رسید روزی مقام فرمود چه خواتین آنجا بودند و از آن جمله به دامغان توجه نمود و بیش از آن ابیشقا، برادر الادور را به رسالت به بندگی ارغون خان فرستاده بود و او چون این واقعه شنیده بود در دامغان توقف ننموده و تمامت اهل دامغان از شهر برخاسته و بعضی به اتفاق شاه یلدوز که والی دامغان بود به گردکوه رفته و بعضی به حصار دیه مایان که جایی مستحکم است. از آن جهت ابیشقا از دامغان باز گردید به بسطام به بندگی رسید و حال مردم دامغان عرضه داشت و چون رایات همایون به دامغان نزول فرمود هیچ آفریده پیش نیامد و ساوری علوفه و ترغو ترتیب نکرده بودند. غازان سخت غضب فرموده و چون اکابر و اعیان آنجا در حصار مایان بودند فرمود تا بیرون آیند، اباء نمودند به محاصره آن فرمان شد.

ادامه در تاریخانه... 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1388/09/23ساعت 17:50  توسط همشهری  | 
 
  بالا